قرآن کریمبه زبان فارسی

فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگار

بلبل‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
نسیم صبحدم آمد به گلشنبه چشمش گلش آمد همچو گلخن
گل از بلبل بکلی دست شستهدریده پیرهن در خون نشسته
هزاران خار در پا دست در گلفراق بلبلش بنشسته در دل
چو سرو اندر چمن افتان و خیزانبه زاری زار می‬گفت ای عزیزان
به هم خوش بود ما را در گلستانحسد بردند بر ما جمله مرغان
حسودان را به جز کوری مبادامیان همدمان دوری مبادا
همینش کار باشد چرخ گردانکه دوری افکند با دوستداران