قرآن کریمبه زبان فارسی

آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن او

بلبل‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چو باز آمد به درگاه سلیمانصف اندر صف کشیده جمله مرغان
سر خود بر زمین بنهاد بلبلکمر بسته زبان بگشاد بلبل
سپاس پادشه کرد و دعا گفتسلیمان را سی مدح و ثنا گفت
تو آن شاهی که مار و مور و انساندد ودام و پری داری به فرمان
ترا زیبد به عالم پادشاهیکه زیر حکم داری مرغ و ماهی
نباشد از تو بهتر شهریاریکریمی تاج بخش تخت داری
رسول پادشاه بی زوالیبه همت برتر از نقص وکمالی
ز کویت تا گل بی خار رویدچو فراشان صبا خاشاک روید
تراکام و مرادت حاصل آمددلت از نور عزت کامل آمد
توئی مطلوب هر جا طالبی هستدلت از سر معنی گشته سرمست
از آن از خدمتت دوری گزیدمکه خود را لایق خدمت ندیدم
اگر عمرم دهد یزدان ازین پسغلام حضرتت باشم از این پس