قرآن کریمبه زبان فارسی

مجادلۀ بلبل با طاوس و تسلیم شدن طاوس بوی

بلبل‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بیا ای مرغ رنگین جامه بی بوسر ترکانه داری پای هندو
تنی پوشیده داری جان عریانلب پرخنده داری چشم گریان
ز روی آینه نزدودۀ زنگلباس آینه کردی بصد رنگ
اگر زر می‬کند آهن زر اندودنگیرد آهن از زر رنگ نابود
به زیور کی شود چون ماه تو زشتبه ضرب مشت چون گردد برانگشت
چرا این رنگ بی بو میفروشیچرا پای خود از مردم نپوشی
سراسر خویشتن را می‬نمائیولیکن گر بقاف بی وفائی
به از ناموس باشد نام ناموسبه از طاوس باشد پای طاوس
به بین خود را و از هستی برون آیبکوی نیستی بخرام و می پای
اگر پای سیاهت یاد بودیبجلوه کی دل تو شاد بودی
چو بلبل جامۀ رنگین بیندازمرقع پوش شو مانندۀ باز
نه رنگت ماندونی بال و نی پرمشو مغرور این رنگ مزور
چه عزت می‬رسد از عزت آنکه پرت می‬نهند بر سرامینان
چه نفع آمد بگو ای مرغ خوش باشدر حمام را از نقش نقاش
به رنگ خویشتن مغرور گشتیز قرب حضرت شه دور گشتی
همه رنگی زما بوئی نداریهمه بوئی ز ما بوئی نداری