قرآن کریمبه زبان فارسی

در هجو علی سه بوسش گوید ۳

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
خدای کار چو بر بنده‌ای فرو بنددبهرچه رنج برد درد سر بیفزاید
وگر نیاز برد نزد همچو خویشتنیاز آن نیاز اسیر و ذلیل باز آید
چو اعتقاد کند کز کسش نیاید هیچخدای رحمت پس آنگهیش بنماید
بدست بنده ز حلّ و ز عقد چیزی نیستخدای بندد کار و خدای بگشاید

***

ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیانچوهر دو معنی نتوان همی معاینه دید
یکی بسی بدوید و ندید کنگر قصریکی ز جای نجنبید و پیشگاه رسید

***

داستان پسر هند مگر نشنیدیکه از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکستمادر او جگر عم پیمبر بمکید
خودبنا حق حق داماد پیمبر بگرفتپسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرالعنت ونفرین نکنملعنةاللّه یزیداوعلی حب یزید