دیوان سنائی
فهرست
- ۱مقدمۀ حکیم
- ۲این توحید بحضرت غزنین گفته شد — در بیان استغنای معشوق لایزال و شوق ارباب حال فرماید
- ۳در مدح امین الملة قاضی عبدالودود (بن عبدالصمد) فرماید
- ۴مدح بهرامشاه کند ۱
- ۵وله ۱
- ۶وله ۲
- ۷وله ۳
- ۸من لطایف انواره
- ۹وايضاًله
- ۱۰در توحید خداوند غفور و تسبیح طهور فرماید
- ۱۱وله فی تواضع اهل الحق
- ۱۲من عرایس ابکاره
- ۱۳(در مجلس وعظ سیف الحق تفسیر سورۀ والضّحی کند بر بدیهه) و نعت حضرت رسول نماید
- ۱۴این قصیده را عارف زرگر در مدح عارف ربّانی حکیم سنائی گفته است
- ۱۵در ترک دنیا و زخارف آن وتحریض بسوی زهد و انزوا در تتبع قصیدۀ عارف زرگر فرماید
- ۱۶تشبیب در نعت حضرت رسول(ص) و تخلص بمدح قاضی فضل یحیی صاعد فرماید
- ۱۷در شکایت روزگار و بیوفائی مردم فرماید
- ۱۸این قصیده غرادرعرصۀ سرخس و در آن زمین مقدس گفته شده در مقام اهل توحید فرماید
- ۱۹در نصیحت و ترک تعلق از خلق فرماید
- ۲۰در مدح قاضی یحیی صاعد هروی فرماید
- ۲۱در مدح سید عمید سید الشعرا ابوطالب محمد بن ناصر العلوی گوید
- ۲۲در مدح بهرامشاه گوید ۱
- ۲۳در مدح خواجه مسعود علی بن ابراهیم فرماید
- ۲۴و له
- ۲۵در مدح بهرامشاه هم از زبان او گوید
- ۲۶این قصیده را امام علی بن هیصم در مدح عارف ربانی حکیم سنائی گفته است
- ۲۷در جواب قصیدۀ علی بن هیصم هروی که حکیم را مدح کرده فرماید
- ۲۸در مذمت اهل عصر گوید
- ۲۹در ستایش پادشاه دادگر سلطان سنجر فرماید
- ۳۰مدح بهرامشاه کند ۲
- ۳۱در مدح قاضی القضاة عبدالودود غزنوی فرماید
- ۳۲در مدح بهرامشاه بن مسعود فرماید
- ۳۳در تجرید و توحید فرماید
- ۳۴مدح یوسف بن احمد و مسعود شاه کند این قصیده هم زادۀ آن دیار (بلخ) است
- ۳۵این توحید در آن دیار گفته آمده است
- ۳۶تشبیب بمدح امیراجل دولتشاه غزنوی و مدح بهرامشاه فرماید
- ۳۷در تعلیم طی طریق معرفت بقدم مجاهدت فرماید
- ۳۸در بیخطری جهان و پرخطری آن فرماید
- ۳۹در انتساب خویش بعالم تجرید فرماید
- ۴۰در صفت معشوق روحانی و تجلیات نورانی فرماید
- ۴۱(نامۀ اول که بقوام الدین ابوالقاسم فرستاد)
- ۴۲(اندر مدح خواجه قوام الدین ابوالقاسم گوید)
- ۴۳حکیم نامه را با قصیده زیر بخدمت قوام الدین فرستاده و عذر ناشدن پیش او خواسته است
- ۴۴نامۀ دیگر
- ۴۵اینک نامهای که حکیم سنائی در جواب نامۀ بازرگان سرخس نوشته است
- ۴۶در مدح خواجه حکیم ابوالحسن علی بن محمد طبیب گوید
- ۴۷در مدح (خواجه عمید) ثقة الملک (طاهربن الخازن اثخاصه رحمة الله علیهم) فرماید
- ۴۸در مدح امیربار سلطان فرماید
- ۴۹فی غزوالنفس و محل الروح
- ۵۰در مدح بهرامشاه
- ۵۱در زهد و موعظه فرماید
- ۵۲در مدح امیراجل اسمعیل بن ابراهیم سحهری (کذا) فرماید
- ۵۳در استغنای معشوق طناز و وفای عاشق سرانداز فرماید
- ۵۴در مدح بهرامشاه فرماید
- ۵۵در انقلاب حال مردمان و تغییر دورزمان فرماید
- ۵۶در صفت بهار و تغییر روزگار فرماید
- ۵۷در تزییف علماء دنیاجوی گفته شد
- ۵۸در معرفت انسان کامل و ترجیح آن بر مردمان جاهل فرماید
- ۵۹این تغزل را قاضی فضل بن یحیی هروی وقتی که در سرخس بوده گفته و بخدمت حکیم فرستاده
- ۶۰حکیم در جواب فرماید
- ۶۱و له فی الشکر و الصبر
- ۶۲در مدح سلطان بهرامشاه فرماید
- ۶۳در بیان حال دعوی داران و مذمت اعادی و جهال فرماید
- ۶۴در مدح سیف الحق محمد منصور فرماید
- ۶۵در نعت خواجۀ لولاک و اصحاب پاک او فرماید
- ۶۶و له فی القبض فی مقام الخوف
- ۶۷اندر زهد و موعظه گوید
- ۶۸این قصیده هم در آن دیار (بلخ) گفته آمده است
- ۶۹در ترغیب اصحاب کمال بطریق وجد و حال فرماید
- ۷۰درمدح ناصح الملک کمال الدین شیخ الحرمین خطیب نوآباد فرماید
- ۷۱این قصیده نتیجۀ خاک پاک بلخ است
- ۷۲مدح بهرامشاه کند ۳
- ۷۳در حکمت و موعظه و نصیحت فرماید
- ۷۴در مدح طبیب ممجد خواجه ابوالحسن علی بن محمد فرماید
- ۷۵در حکمت و موعظت و زهد و نصیحت فرماید
- ۷۶در ستایش و نیایش بهرامشاه فرماید
- ۷۷در مدح یوسف بن حدادی فرماید
- ۷۸در ستایش و نیایش عارف ممجد ابوالمعالی احمدبن یوسف بن احمد فرماید
- ۷۹در مدح خواجه ابونصر منصور سعید
- ۸۰در تعزیت خواجه شمس الدین مسعود و تهنیت خواجه احمدبن مسعود فرماید
- ۸۱در بطلان حجت دهریان و برهان بر اثبات ذات خداوند سبحان فرماید
- ۸۲در ترغیب بتخلق مردان متغز لافرماید
- ۸۳این قصیده در مدح سلطان بنی آدم مالک رقاب امم سید ملوک عرب و عجم یمین الدولة و امین الملة ابوالمظفر بهرامشاه بن مسعود خلداللّه ملکه و سلطانه گفته است
- ۸۴در وصف تاج العصر حسن عجایبی که ملقب بحسن زشت است گوید که مردی سخت فاضل بود و شاعر اما خلیع العذار و محروم از روزگار او را بدین قصیده پند دهد
- ۸۵در مدح شیخ پاک سیر خواجه محمدبن خواجه عمر نسفی فرماید
- ۸۶این قصیدۀ فریده را در تهنیت صلح خواجه امام محمد منصور سیف الحق و شیخ الاسلام فرماید
- ۸۷در اندرز و نصیحت طاهر بن علی ثقة الملک فرماید
- ۸۸در وحدت و بدو فطرت فرماید
- ۸۹در ستایش و مدح سرهنگ عمید محمد خطیب هروی فرماید
- ۹۰در مدح ابوالمفاخر خواجه حکیم ابوعمرعثمان بن عمر مختاری شاعر غزنوی فرماید
- ۹۱این قصیده هم نتیجۀ آن خاک پاک (سرخس) است
- ۹۲در مدح مسعود بن ابوالفتح فرماید
- ۹۳در نصیحت ترغیب بطی طریق حقیقت فرماید
- ۹۴در اندرز و نصیحت و تحریص در طلب حقیقت فرماید
- ۹۵این قصیده هم نتیجۀ آن بقعه (سرخس) است احسن ما قال الشاعر هذه
- ۹۶در ستایش (قاضی القضاة) شیخ ابوالبرکات بن مبارک فتحی فرماید
- ۹۷در نکوهش اصحاب دعوی و پژوهش ارباب معنی فرماید (الموافقة مع حالات الزمان)
- ۹۸در مدح بهرامشاه
- ۹۹یمدح الشیخ الامام الاجل سیف الحضرتین ابوالفتح برکات بن مبارک الفتحی رحمه الله
- ۱۰۰در عذر نارفتن در موقف باریکی از بزرگان فرماید
- ۱۰۱در ستایش سرهنگ امیر محمد هروی فرماید
- ۱۰۲در نکوهش اصحاب قال گوید
- ۱۰۳در ستایش خواجۀ حکیم جمال الحکما علی بن محمد غزنوی گوید در باب مسهلی که داده بود
- ۱۰۴در غنای طبع و استعلای همت خویش فرماید
- ۱۰۵در ستایش و نعت خواجۀ دو سراسید انبیاء محمد مصطفی صلواة الله علیه و آله گوید
- ۱۰۶در حال خود و نکوهش اصحاب صورت گفته فی المعرفة و التصوف
- ۱۰۷فی تمنی الموت
- ۱۰۸در احوال خود گوید
- ۱۰۹در مدح و منقبت عقل کل و هادی سبل و خاتم رسل صلواة اللّه علیه و آله گوید
- ۱۱۰در ستایش امام زکی الدین بن حمزۀ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی فرماید
- ۱۱۱در نصیحت یکی از ابنای زمان فرماید
- ۱۱۲در ستایش یکی از بزرگان فرماید
- ۱۱۳فی البسط و مقام الرجا
- ۱۱۴در اشتیاق کعبه و راه حج گوید
- ۱۱۵در مدح و ستایش خواجه امام علاءالدین ابویعقوب یوسف بن احمد الحدادی الشالنجی الغزنوی و ابوالمعالی احمدبن یوسف گوید
- ۱۱۶در بیان مراتب ایقان و مشارب عرفان و تخلص بنام امین الدین رازی فرماید
- ۱۱۷معروفی بودزن سلیطهای داشت او را بقاضی برده بود و رنج مینمود در حق وی گوید
- ۱۱۸در ستایش سرهنگ محمدبن فرج نوآبادی فرماید
- ۱۱۹ستایش امیر زمان ملک محمد تکین بغراخان و ذم احمد نامی کند که در پیش او پوستین خواجه سنائی دریده بود
- ۱۲۰در مدح ثامن الائمة علی بن موسی الرضا علیه و علی آبائه الف التحیة و الثنا گوید
- ۱۲۱این قصیدۀ غرا از فرزندان خلف نیشابور است
- ۱۲۲سلطان سنجربن ملکشاه درباب مذهب از حکیم سؤال کرد سنائی جواب او بدین قصیده فرستاد
- ۱۲۳در ستایش وزیر خراسان خواجه معین الدین ابونصر احمد بن فضل غزنوی گوید
- ۱۲۴این قصیده در قبة الاسلام بلخ گفته شد
- ۱۲۵در نعت و منقبت هزبرانسان علی عمران گوید
- ۱۲۶در بیان عوارف لاهوتی و معارف ناسوتی فرماید
- ۱۲۷در ستایش خواجۀ عارف علی بن الحسن البحری خیاط فرماید
- ۱۲۸و له ایضا رحمه الله
- ۱۲۹در منع از کبر و غرور و ذم جهان غرور فرماید
- ۱۳۰در مدح عمدة الدیوان ادیب آگاه نصرالله بن داود سرخسی (یمین الملک) گوید
- ۱۳۱در ستایش علی بن حسن فرماید
- ۱۳۲در ستایش بهرام شاه فرماید
- ۱۳۳در ستایش قاضی امام نجم الدین اباعلی حسن غزنوی گوید ببلخ
- ۱۳۴و له فی مذمة الحرص و الهوی
- ۱۳۵در حکمت و موعظت گوید
- ۱۳۶در تمجید و توحید حضرت باری جلت عظمته و علت کلمته گوید
- ۱۳۷در ستایش خواجه اسعد هروی فرماید
- ۱۳۸سبب این قصیده طائفهای بودند از شعرای خراسان و معتمدان جبال و افاضل عراق که در سنۀ ثمانیة عشر این گوینده را تشریف دادند بقصاید و رباعی و مقطعات تا یکی از ائمۀ سرخس گفت که چون این عزیزان نعمت خدای بر تو یاد کردند تو نیز شکر آن بر خویشتن فراموش مکن
- ۱۳۹در مدح بهرامشاه فرماید
- ۱۴۰درحکمت و موعظت گوید
- ۱۴۱در نعت پیغامبر علیه السلام گوید
- ۱۴۲این قصیده زادۀ آن دیار (سرخس) است
- ۱۴۳در زهد و عزلت و بیان مراتب اصحاب طریق و مدح سید سند فضل الله گوید
- ۱۴۴این قصیده از زبان منجم ماوراءالنهر که تقویم آورده بود گفته
- ۱۴۵در ستایش خواجه اعظم قوام الدین ابوالقاسم و استغنای خویش فرماید
- ۱۴۶در مدح بهرامشاه گوید ۲
- ۱۴۷ایضا مدح بهرامشاه کند
- ۱۴۸این قصیده فقیه منبه را بنسبت تقصیر جواب گوید
- ۱۴۹فی مشقة الطریق
- ۱۵۰در مدح بهرامشاه گوید ۳
- ۱۵۱در مدح خواجۀ عمید مردانشاه بن محمد بهروز گفت
- ۱۵۲فی مرتبة الانسان
- ۱۵۳در مدح بهرامشاه بن مسعود شاه گوید
- ۱۵۴در مدح خواجه امام صدر الاسلام فقیه الامه ابویعقوب یوسف بن احمد لجامی گفت
- ۱۵۵در مدح احمد عارف گوید که بحج رفت از بلخ و حج نیافت
- ۱۵۶این قصیده نتیجۀ حال نیشابور است
- ۱۵۷درستایش امیرالامراء خواجه ایرانشاه فرماید
- ۱۵۸بهرامشاه را ستاید
- ۱۵۹در مدح شرف الملک امیرزنگی محسن و اقتراح دراعه وازار برسبیل هزل فرماید
- ۱۶۰در ستایش کتابی که تاج الدین ذواللسانین لسان الدهر ابوالفتح اصفهانی در علم ایقاعات تصنیف فرموده و تخلص هم بمدح مصنف مذکور نموده
- ۱۶۱در مدح خواجۀ عمید ابراهیم بن علی بن ابراهیم مستوفی گوید
- ۱۶۲بهرام شاه را ستاید
- ۱۶۳و له فی تفضیل الفقر
- ۱۶۴این قصیدۀ غرا از زادۀ سرخس است
- ۱۶۵در مدح خواجۀ عمید اسمعیل شنیزی گوید
- ۱۶۶در نکوهش بزرگان زمان و مدح ابونصر احمدبن سعید فرماید
- ۱۶۷وله فی وصف الروح فی البدن
- ۱۶۸این قصیده هم زادۀ آن خطۀ (سرخس) کم خطاست (موتوا قبل ان تموتوا)
- ۱۶۹این قصیده هم خلف آن دیار (سرخس) است فی تعریض الاسلام و الدین
- ۱۷۰در ستایش ابوبکر بن محمد فرماید
- ۱۷۱و له نور الله قبره و مرقده
- ۱۷۲در اندرز و نصیحت اصحاب غفلت و ارباب عطلت فرماید
- ۱۷۳ظاهرا در سرخس گفته شده
- ۱۷۴این قصیده نتیجۀ حال نیشابور است
- ۱۷۵بهرامشاه را مدح کند
- ۱۷۶و هم از کلام اوست مدح بهرامشاه بن معسود غزنوی کند
- ۱۷۷این چند شعر را فضل بن یحیی بن صاعد هروی گفته و درخواست نموده که بزیارت حکیم آید
- ۱۷۸حکیم این قصیده را بقاضی مذکور در جواب اشعار فوق بازفرستاد عذر نارفتن بخدمت و منع او از آمدن را
- ۱۷۹ترجیعات و ترکیبات — در ستایش امام اجل عمادالدین، مفتی المشرقین تاج الخطباء سیف الحق ابوالمفاخر محمدبن منصور اقضی القضاة خراسان فرماید
- ۱۸۰ستایش و نیایش خواجه ایرانشاه
- ۱۸۱از قصیده در حق خواجه امام محمدبن محمد گوید از کرانۀ مصراع اول القاب خیزد و از آخر مصراع دوبیتی و از اول مصراع دگر آخر خطاب
- ۱۸۲در ترکیب بند بالاحروف آخرمصراعهای اول اگر جمع شود این رباعی که القاب و نام ممدوح در آن است پیدا گردد
- ۱۸۳و از جمع حروف اول مصراعهای آخر، دوبیتی عربی که نام پدر وجد ممدوح در آن است بدست آید:
- ۱۸۴ومر او راست در مدح مکین الدین
- ۱۸۵این ترجیع بند هم او راست در ستایش تاج الدین ابوبکر بن محمد
- ۱۸۶این ترجیع را در مصیبت ورزیت ضیاءالدین محمدالشهیر بسیف المناظرین فرماید
- ۱۸۷مسمط
- ۱۸۸مسمط — در مدح خواجه حکیم حسن اسعدی غزنوی
- ۱۸۹غزلیات (بخش ۱)
- ۱۹۰غزلیات (بخش ۲)
- ۱۹۱در وصف پسر کلاه دوز گوید
- ۱۹۲فی مدح الانسان
- ۱۹۳مقطعات
- ۱۹۴در هجو گوید
- ۱۹۵در مذمت مال گوید
- ۱۹۶بدین قطعه نظامی را مدح کند
- ۱۹۷در مرثیۀ امیرالشعرا معزی گوید
- ۱۹۸در هجو علی سه بوسش گوید ۱
- ۱۹۹مذمت دنیا کند
- ۲۰۰در هجو علی سه بوسش گوید ۲
- ۲۰۱دربارۀ بخیلی گوید
- ۲۰۲در مرثیۀ عمید منصور سعید گوید
- ۲۰۳شکایت از روزگار کند
- ۲۰۴در مرثیۀ بزرگی گوید
- ۲۰۵فی مذمت اهل الزمان
- ۲۰۶بلخیان را ذم کند
- ۲۰۷در مرثیۀ امیر معزی گوید
- ۲۰۸فی العطا
- ۲۰۹مطایبه
- ۲۱۰این قطعه بنام سنائی در دیوانها نوشته شده است و له فی نفسه
- ۲۱۱در مرثیۀ خواجه زکی الدین بلخی گوید
- ۲۱۲سنائی دیوان خواجه مسعود سعد را جمع کرده و شعرهای دیگران را در وی آورده بود این قطعه در عذر آن و مدح خواجه عمید بارع مسعود گوید
- ۲۱۳مجابات هجوی کند که او را کرده بودند
- ۲۱۴معجزی شاعر را هجو کند
- ۲۱۵در حادثۀ زهر خوردن سرهنگ محمدخطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةاللّه علیه گوید و او را ستاید
- ۲۱۶در هجو علی سه بوسش گوید ۳
- ۲۱۷فی الطالع
- ۲۱۸در مرثیۀ زکی الدین بلخی گوید
- ۲۱۹در مذمت دنیاداران گوید
- ۲۲۰خواجه امام مفتی المشرقین محمدمنصور خانقاه و مدرسهای کرد در سرخس و در وی هم کتابخانه نهاد و هم داروخانهای برای فقرا و درویشان و این بیتها حکیم سنائی گفت که در مدرسیه بنوشند — فی مدح البنا
- ۲۲۱درمذمت اهل زمان فرماید
- ۲۲۲هم در هجو معجزی گوید
- ۲۲۳در مرثیۀ یکی از وزرا گوید
- ۲۲۴در احوال خود و گردش چرخ گوید
- ۲۲۵در مفاخرت خود گوید
- ۲۲۶خیاطی در مدح سنائی گوید
- ۲۲۷سنائی در مجاباتش گوید
- ۲۲۸حکیم در مجابات دیگری گوید
- ۲۲۹فی الاستغناء عن الخلق
- ۲۳۰فی ترکیب الکلام
- ۲۳۱این قطعه برگور نظام الملک محمد بهروز نوشتند
- ۲۳۲وله فیه
- ۲۳۳در نفاق گوید
- ۲۳۴پسرشهابی در مدح حکیم سنائی گوید بدووزن
- ۲۳۵حکیم سنائی در جوابش گوید
- ۲۳۶اندر مدح جمال المعاشرین بوبکر مسعودی قوال گوید
- ۲۳۷هم در هجو علی سه بوسش گوید
- ۲۳۸در مرثیۀ تاج الدین ابوبکر گوید
- ۲۳۹گوشت و انگور خواهد
- ۲۴۰محمد بهروز وزیر را مرثیت کند
- ۲۴۱در مرثیۀ ابوالمعالی اقضی القضاة احمد بن یوسف گوید
- ۲۴۲فی الهزل
- ۲۴۳در ذم خمر خوردن
- ۲۴۴از زبان تیر خراس گفته
- ۲۴۵درهجو معجزی شاعر گوید
- ۲۴۶امیر معزی شاعر را مرثیت گوید
- ۲۴۷هم او را مرثیت کند
- ۲۴۸هم در هجوسه بوسش گوید
- ۲۴۹لبیبی بخاری او را هجو گونهای بشکایت گفته بود این قطعه بجواب او گفت
- ۲۵۰در حق (تاج الدین ابوبکر) از زبان او بزرگوروی نوشتند
- ۲۵۱در حفظ وقت گوید
- ۲۵۲درهجو معجزی گوید
- ۲۵۳رباعیات
- ۲۵۴در مجلس خواجه علاءالدین یوسف الحدادی گفته
- ۲۵۵درباره درد پای جمال قوال گوید
- ۲۵۶در بوسهل قوال گوید
- ۲۵۷در وصف پسر قصابی گوید
- ۲۵۸مردم سرخس باستسقاء شدند بیرون شهر، باران نیامد باز آمدند حکیم این دو بیتی بگفت
- ۲۵۹وله ادام الله تاییداته
- ۲۶۰در وصف پسر قصاب
- ۲۶۱در وصف پسر کلاه دوز گوید