قرآن کریمبه زبان فارسی

درمذمت اهل زمان فرماید

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی

درمذمت اهل زمان فرماید

***

ای سنائی بگرد حرّان گردتا بیابی ز جود ایشان چیز
نزد نادیدگان و نااهلانکی بود بذل و همت و تمییز
کودک خرد بیخرد بدهدزرِّ سی دانه را بنیم مویز
بینوا سوی بی سخا نشویغر نگردد بگرد آلت حیز

***

هر که زین پیش بود میر سخناز امیر سخا شدند عزیز
تو همه روز گرد آن گردیکه بنزدیکشان زرست و پشیز
دستۀ گل بَرِ کسی چه بریکه فروشد بکوبها گشنیز
پیرهن زان طمع مکن که ز حرصدزدد از جامۀ پدر تیریز
بهر دهلیزبان چکوئی شعرکه بمانی چو کفش در دهلیز
بوسه بر لب دهی شکریابیبوسه بر کون دهی چه یابی تیز

***

اگر ریش خواجه ببرند پاکرسن گر بگیرد ببسیار چیز
که تا پاردم سازد از بهر آنکبود پاردم بر گذرگاه تیز

***

بگوزکانان بگذشتم وندیدم چیزبجز امیری ریش و وزیری حیز
دوچیز دیدم کاندردوچیز ضایع بودبکون آن در کیروبریش آن در تیز