لب روح اللّه است یا دم صورخانگاه محمد منصور
که ز درس و کتاب و داروهستاز سه سو دین و جان و تن راسور
زین بنا ایمن از دو چیز سه چیزتن و جان و دل از قبور وفتور
تعبیه در صدای هرخم اوستلحن داود با ادای زبور
از تحلّیش تیره چهرۀ تیروز تجلّیش طیره تودۀ طور
در تن ارعلتی است اینجا خواهحبّ مرطوب و شربت محرور
در دل ارشبهتیست اینجا خوانلوح محفوظ و دفتر مسطور
کتب اینجاست ای دل طالبدارو اینجاست ای تن رنجور
عیسی اینجاست ای هوای عفنخضر اینجاست ای سراب غرور
پس ازین زین ستانه خواهد بوددولت و رحمت و قصور حبور
صفت و صورتش گه ادراکبرتر از گوش روح دیدۀ حور
چون بدوچشم نیک درنرسدچونش گویم که چشم بدزتودور
مجد او داشت مر سنایی رادر ثنای سنای خود معذور
***
اگر چون زر نخواهی روی عاشقمنه بر گردن چون سیم سنگور
جهان از زشت قوّادان تهی شدکه حمّال فقع باید همی حور