اینجهان بر مثال مرداریستکرکسان گرد او هزار هزار
این مر آنرا همیزند مخلبآن مر این را همیزند منقار
آخرالامر بر پرند همهوز همه بازماند این مردار
***
مردمان یکچند از تقوی و دین راندندکارزین دوچون بگذشت بازآزرم و شرم آمدشعار
بازیکچندی برغبت بود و منّت بود کارزین پس اندرعصرمانه پود می ماند نه تار
گر منازع خواهی ای مهدی فرودآی از حصارور متابع خواهی ای دجّال گمره سر برآر
***
ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیستدرست گرددت این گر بپرسی از بیمار
بکارت اندر چون نادرستئی بینیچو تن درست بود هیچ دل شکسته مدار
***
ای بنزد عاشقان از شاهدیاز همه معشوقگان معشوق تر
کس ندید اندر جهان از خَلق و خُلقهیچ مخلوقی ز تو مرزوق تر
***
هیچ نیکو نبود هرگز بدهیچ خرران نبود هرگز حُر
پشت کس را نکند ز آب تهیتا شکمشان نکنی ازنان پر
***
آنکس که چو او نبود در دهر دگردر خاک شد از تیغ اجل زیرو زبر
اکنون که همی ز خاک برنارد سرشاید که ز خون دل کنم مژگان تر