قرآن کریمبه زبان فارسی

در مذمت دنیاداران گوید

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
اینجهان بر مثال مرداریستکرکسان گرد او هزار هزار
این مر آنرا همیزند مخلبآن مر این را همیزند منقار
آخرالامر بر پرند همهوز همه بازماند این مردار

***

مردمان یکچند از تقوی و دین راندندکارزین دوچون بگذشت بازآزرم و شرم آمدشعار
بازیکچندی برغبت بود و منّت بود کارزین پس اندرعصرمانه پود می ماند نه تار
گر منازع خواهی ای مهدی فرودآی از حصارور متابع خواهی ای دجّال گمره سر برآر

***

ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیستدرست گرددت این گر بپرسی از بیمار
بکارت اندر چون نادرستئی بینیچو تن درست بود هیچ دل شکسته مدار

***

ای بنزد عاشقان از شاهدیاز همه معشوقگان معشوق تر
کس ندید اندر جهان از خَلق و خُلقهیچ مخلوقی ز تو مرزوق تر

***

هیچ نیکو نبود هرگز بدهیچ خرران نبود هرگز حُر
پشت کس را نکند ز آب تهیتا شکمشان نکنی ازنان پر

***

آنکس که چو او نبود در دهر دگردر خاک شد از تیغ اجل زیرو زبر
اکنون که همی ز خاک برنارد سرشاید که ز خون دل کنم مژگان تر