قرآن کریمبه زبان فارسی

اندر زهد و موعظه گوید

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
هر کو براه عاشقی اندر فنا شودتا رنج وقت او همه اندر بلا شود
آری بدین مقام نیارد کسی رسیدتا عیش او بریده زهر دو سرا شود
راهیست بوالعجب که درو چون قدم زنیکمتر منازلش دهن اژدها شود
بیچون و بی چگونه رهی کاندرو قدمگاهی زمین تیره و گاهی سما شود
در منزل نخستین مردم زنام و ننگاز روزگار مذهب و آئین جدا شود
هرکس نشان نیافت از اینراه بر کرانآنمرد غرقه گشته بدریا کجا شود
در کوی آدمی نتوان جست راه دینکاندر نسب عقیدۀ مردم دو تا شود
زاندر که آمدی بهمان بایدت شدنپس جز به نیستی نسب تو خطا شود
صحرا مشو که عیب نهانست در جهاندر غیب غیب گردد عاشق فنا شود