هم اکنون از هم اکنون دادبستانکه اکنون است بی شک زندگانی
مکن هرگز حوالت سوی فرداکه حال و قصۀ فردا ندانی
***
چونت نپرسم بگوئی اینت کراهتچونت بخوانم نیائی اینت گرانی
دعوی دانش کنی همیشه ولیکنهیچ ندانی ورا که هیچ ندانی
***
اگر بدگمان گشتی ای دوست بر مننیازارم از تو بدین بدگمانی
ز خود آمنم زانکه عیبی ندارمز تو ایمنم زانکه عیبی ندانی