قرآن کریمبه زبان فارسی

من لطایف انواره

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
در ده پسرا می مروّق رایاران موافق موفّق را
زان می که چو آه عاشقان از تفانگشت کند بر آب زورق را
زان می که کند ز شعله پر آتشاین گنبد خانۀ معلّق را
هین خیز و زعکس باده گلگون کناین اسب سوار خوار ابلق را
در زیر لگد بکوب چون مرداناین طارم زرق پوش ازرق را
گه ساقی باش و گه حریفی کنترتیب فرو گذار و رونق را
یکدم خوش باش تا چه خواهی کرداین زهد مزوّر مزیّق را
یکره بدو باده دست کوته کناین عقل دراز قد احمق را
بنمای بزیرکان دیوانهاز مصحف باطل آیت حق را
بر لاله مزن ز چشم سنبل رابر پسته منه زناز فندق را
بیرون شو ازین دو رنگ و این ساعتهمرنگ حریر کن ستبرق را
مشکن بطمع مرا توای ممسکچونانکه جریر مر فرزدق را
گر طمع میان تهی سه حرف آمدچار است میان تهی مطوَّق را
در تختۀ اوّل ار بننوشتیبی شکل حروف علم مطلق را
کم زان باری که در دوم تختهچون نسخ کنی خط محقّق را
در موضع خوشدلان و مشتاقانموضوع فروگذار و مشتق را
شعر تر مطلق سنائی خوانآتش در زن حدیث مغلق را