معجز معجزی پدید آمدچون فرورید قوم او پسریبی نهادی پلید و پرهوسیبی زبانی دراز و بی خبریهم از او بود از کفایت اوکه بهرکار دارد او هنریورنه در یکزمان که داند کاشتدر کس ماده گاو کیر خری