قرآن کریمبه زبان فارسی

بهرامشاه را مدح کند

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
چرا چو روز بهار ای نگار خرگاهیبر این غریب نه بر یک نهند و یک راهی
گهی بلطف چو عیسی مرا کنی فلکیگهی بقهر چو یوسف کنی مرا چاهی
گهی ببوسه امیرم کنی براهم بریگهی بغمزه اسیرم کنی بگمراهی
گه از مسافت با روغنی کنی آبیگه از لطافت با کهربا کنی کاهی
بدست ردّ و قبول تو چون بدست کریمعزیز و خوارم چون سیم «قُل هُوَاللهی»
بمار ماهی مانی نه این تمام و نه آنمنافقی چکنی مار باش یا ماهی
ندیده میوه‌ای از شاخ نیکویت وز غمشکوفه وار شدم پیر وقت برناهی
بنوک غمزۀ ساحر مباش غرّه چنینکه هست خصم ستم ناوک سحرگاهی
از این شعار برون آی تا سوی دلهابسان شعر سنائی وی بدلخواهی
حدیث کوته کردم که این حدیث تراچو عمر دشمن سلطان نکوست کوتاهی
یمین دولت بهرامشاه بن مسعودکه هست چست بر او خلعت شهنشاهی
هیون شیر شکاری که روز صید کندبپیش همّت او شیر چرخ روباهی