قرآن کریمبه زبان فارسی

در مدح (خواجه عمید) ثقة الملک (طاهربن الخازن اثخاصه رحمة الله علیهم) فرماید

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
دی دل ما فکار خواهد کردوزستم سوگوار خواهد کرد
سده بهر نوید فصل بهارباز عهد استوار خواهد کرد
پیش چونین نوید گر که ترابامید بهار خواهد کرد
بر فشان آن گهر که کافر ازودر سقر زینهار خواهد کرد
اژدهائی که اهل بدعت راروز محشر شکار خواهد کرد
آنکه می فخر کرد ازو ابلیسجم از آن فخر، عار خواهد کرد
گوهری کو چو خود کند بمثلهر گهر کابدار خواهد کرد
مور زرّین شود ازو پّرانچونزبانه چو مار خواهد کرد
همچنو بیند آنزمان معیارآنکه او را عیار خواهد کرد
گوهری کو چو خود کند بمثالآن گهر کابدار خواهد کرد
روی سرخی مادرش طلبدآنکه با اوش یار خواهد کرد
بی قرار آفریده‌ای در طبعکیست کش با قرار خواهد کرد
تا به بینی که همچو هر سال اودر زمانه چه کار خواهد کرد
در میان هوا ز جنبش خویشفلکی مستعار خواهد کرد
چون بنان محاسبش هر شاخگوئی انجم شمار خواهد کرد
بینی از وی دو مایۀ ثنویچون دو سو آشکار خواهد کرد
گل او آن نکرد روز از نورکامشب او از شرار خواهد کرد
گوهری گو نگار نپذیردعالمی چون نگار خواهد کرد
جزوی از شمس و همچو شمس از نورلیل را چون نهار خواهد کرد
دو عرض کاندروست تف و شعاعبرسه جوهر نثار خواهد کرد
آبرا لعل پوش خواهد کردخاکرا مشگبار خواهد کرد
بر هوائی که سیم بارید ابرامشب او زر نثار خواهد کرد
از تن لاله پوش لؤلؤ پاشصد نهان آشکار خواهد کرد
آشکاری کوهسار از رنگچون نهان بهار خواهد کرد
کز نهیب بحار او فرداآسمانرا بخار خواهد کرد
چشم بی دیدۀ فلک را دوددیده‌ها همچو نار خواهد کرد
بهر آن آب و رنگ را از عکسچون می و کفته نار خواهد کرد
افسر امهات و آبا رابر سر خود فسار خواهد کرد
ز آسمانها قلاده خواهد بستاز قمر گوشوار خواهد کرد
سخت سوی فلک همی پویدکار دیوانه وار خواهد کرد
یا پدر زیر خاک میماندیا پسر اختیار خواهد کرد
یا ز تأثیر طبع خود برگلچون سه عنصر جوار خواهد کرد
مگر از بهر خوش دلی فضلاچرخرا تار و مار خواهد کرد
تا چو فخر دو کون در یکشبنه فلک را گذار خواهد کرد
تا بر سعد اخترش از دوددیدۀ نحس تار خواهد کرد
تا نشان یافت رتبت خواجههمتش را شعار خواهد کرد
ثقة الملک طاهر آنکه چو آبایزدش پایدار خواهد کرد
وز پی اتفاق و انصافشآب از آتش سوار خواهد کرد
آب از امنش سپر شود آنراکه نهنگش شکار خواهد کرد
قوّت آب عزم او چون چرخخاک را نامدار خواهد کرد
جوهر باد حزم او چون خاکآب را باقرار خواهد کرد
آن درختی که آب خشمش خوردوان کز آن شاخ وار خواهد کرد
آب نظمش درخت فکرت رااز خرد بیخ و بار خواهد کرد
گلبنی را که آب عونش یافتدانکه طبعش چنار خواهد کرد
آب گوهر شود در آن کانیکه ازو افتخار خواهد کرد
خوابرا در دو چشم خلق از امنقوّت کوکنار خواهد کرد
ای که تأثیر آب دولت توگل اعدات خار خواهد کرد
نعمتی را که بحرها نبردرزق تو خود دمار خواهد کرد
آب را تف طبعت از پس جودهمه زرّین بخار خواهد کرد
آتش خشمت آب دریا راهمچو آتش نزار خواهد کرد
ایزد آن کلک را که لفظ تو یافتآتش آب خوار خواهد کرد
زاب حیوان بقات چون شعرتهر زمان نوشعار خواهد کرد
گردد آتش حصار امنش اگرآب را در حصار خواهد کرد
تاز آب حرام عقل و سخنذات عیب و عوار خواهد کرد
آب وآتش برای این مدحتبر دوگوهر، فخار خواهد کرد
ملک دنیا نخواهد آن کو راجود تو بایسار خواهد کرد
دشمنت را چو آب اجل سوی مرگهم ز عرضش مهار خواهد کرد
روزگار، آب روی داد آنراکه برو روزگار خواهد کرد
دشمنت زین سپس بعذر جوابخاک، فرش عذار خواهد کرد
گرنه از بخت بد چوهر عاقلنالها زار زار خواهد کرد
آب جاه تو آنکسی خواهدکایزدش بختیار خواهد کرد
مهترا پا و سر در آب از شرمخویشتن را نثار خواهد کرد
چون کف از تف عمامه خواهد بستچون بط از آب ازار خواهد کرد
آب من برده گیر اگر با منجود تو همچو پار خواهد کرد
آب آنراست نزد هر مهترچون نبرد او قمار خواهد کرد
آمدم چون پر آب آبله منتادلت، چه اختیار خواهد کرد
ای سنائی مبر تو آب از کارکت خرد حق گزار خواهد کرد
غوطه‌ها خورد باید اندر بحرهر که دُر در کنار خواهد کرد
کی بترسد ز زخم مار آنکوخویشتن یار غار خواهد کرد
آب دیده مریز کت خواجهبا ضیاع و عقار خواهد کرد
آب را گرچه میل زی پستیستنظم تو کار نار خواهد کرد
تافته باشد آنکه بی اقبالنام خود یادگار خواهد کرد
رنجکی بیند آنکه بی کشتیبحر اخضر گذار خواهد کرد
تا ز تأثیر نه فلک چار اصلکار کرد است و کار خواهد کرد
سرورا، سر فراز، کت نه چرخافسر هر چهار خواهد کرد
زابها تا بخار خواهد خاستبادها تا غبار خواهد کرد
شادمان زی که در بقات سدهاین چنین صد هزار خواهد کرد