قرآن کریمبه زبان فارسی

در نعت پیغامبر علیه السلام گوید

دیوان سنائی — حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنائی غزنوی
ای گزیده مر ترا از خلق رب العالمینآفرین گوید همی بر جان پاکت آفرین
از برای اینکه ماه و آفتابت چاکرندزان طواف آردشب و روز آسمان گرد زمین
خال تو بس با کمال و فضل تو بس با جمالروی تو نور مبین و رای تو حبل المتین
نقش نعل مرکب تو قبلۀ روحانیانخاکپای چاکرانت توتیای حور عین
مرگ با مهر تو باشد خوشتر از عمر ابدزهر با یاد تو باشد خوشتر از ماء معین
ای سواری کت سزدگر باشد از برقت براقبر سرش پروین لگام و مه رکاب و زهره زین
بر تن و جان تو بادا آفرین از کردگارجبرئیل از آسمان بر خُلق تو کرد آفرین
از برای اینکه تا آسان کند این دین خویشآدمی از آدم آرد حور از خلد برین
جبرئیل ار نام تو در دل نیاوردی بیادنام او در مجمع حضرت کجا بودی امین
این صفات و نعت آنمرد است کاندر آسماناز برای طلعتش میتابد این شمس مبین
نور رخسارت دهد نور قبولش را مددسایۀ زلفت شب هجرانش را باشد کمین
زین سبب مقبول او شد فتنه ای برشرک کفرزین سبب مقصود او شد سغبه‌ای در راه دین
زین قلم زن با قلم گر تو نباشی هم نشانوین قدم زن با قدم گر تو نباشی هم نشین
ای سنائی گر ز دانائی بجوئی مهر اوجز کمالش را مدان و جز جمالش را مبین
اژدهای عشق را خوردن چه باید ای عجبگاه شرک از کافران و گاه دین از بوالیقین