قرآن کریمبه زبان فارسی

(۱۱) حکایت اسکندر و کلمات حکیم بر سر او

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چو اسکندر بزاری در زمین خفتحکیمی بر سر خاکش چنین گفت
که شاها تو سفر بسیار کردیولیکن نه چنین کین بار کردی
بسی گِرد جهان گشتی چو افلاککنون گشتی تو از گشت جهان پاک
چرا چون می‬شدی می‬آمدی توچرا می‬آمدی چون می‬شدی تو
نه ازگنج آگهی اینجا که هستینه آگه تا که آنجا می‬فرستی
چرا بایست چندین بند آخرازین آمد شدن تا چند آخر