قرآن کریمبه زبان فارسی

(۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
یکی پرسید آن شوریده جان راکه چون می‬بینی این کار جهان را
چنین گفت این جهان پُر غم و رنجبعینه آیدم چون نطعِ شطرنج
گهی آرایشی بیند بصف درگهی بر هم زنندش چون دو صفدر
یکی را می‬برند از خانۀ خویشدگر را می‬نهند آن خانه در پیش
گهی بر شه درآیند از حوالیبصد زاری کنندش خانه خالی
چنین پیوسته تا آنگه که دانندکه این نطع مزخرف برفشانند
چنان لهو و لعب کردست مغرورشدی مشغولِ مال و ملک و منشور
تو شهبازی، گشاده کن پر و بالبپر زین دامگاه لعب اطفال