قرآن کریمبه زبان فارسی

(۹) حکایت سلطان محمود با مرد دوالک باز

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
مگر محمود با اعزاز می‬شدبره مردی دوالک باز می‬شد
شهش گفتا که ای طرّار ره زنترا می‬بیند اینجا چشم دَرمَن
که بنشینی میان خاک در راهدوالک بازی آموزی تو با شاه
دوالک باز گفتش ای جهانداربرَو بنشین چه می‬خواهی ازین کار
نخواهد گشت چون پروانه با شمعدوالک بازی و کوس و عَلَم جمع
مجرّد گرد و پس این پیشه می‬کنوگر نه همچنین اندیشه می‬کن
درین منزل که کس نه دل نه جان یافتکمال از پاک بازی می‬توان یافت