قرآن کریمبه زبان فارسی

المقالة السّابعة

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
پسر گفتش که این کاری بلندستکه داند تا علو عشق چندست
بقدر مایه برتر می‬توان شدبیک یک پایه بر سر می‬توان شد
چنان اَوجی که دارد عشق جان سوزکس آنجا کی رسد آخر بیک روز
بدان شاخی که نرسد دستم آنجاچرا دعوی بود پیوستم آنجا
خیال سحر نتوانم ز سر بردمرا این کار می‬باید بسر برد
چو این می‬خواهدم دل چون کنم منوگر خالی شود دل خون کنم من