رفیقی گفت با مجنون گمراهکه لیلی مُرد گفت الحمدللهچنین گفت او که ای شوریده دین توچو میسوزی چرا گوئی چنین توچنین گفت او که چون من بهره زان ماهندیدستم نبیند هیچ بد خواه