قرآن کریمبه زبان فارسی

در اسرارِ نفس مردم و نمود عشق بهر نوع فرماید

جوهر الذات (دفتر اول و دوم) — فریدالدین عطار نیشابوری
نفس با من همی گوید نهانیکه چون افتاد آدم را عیانی
نفس با من همی گوید که چون بودکه شیطانش بگندم رهنمون بود
نفس با من همی گوید همی بازکه چون بُد در عیان انجام و آغاز
نفس با من همی گوید یقینشکه چون بُد اوّلین و آخرینش
نفس با من همی گوید عیانیکه من بنواختم لیکن تو دانی
نفس با من همی گوید یقین دوستکه ایندم در دمِ من از دم اوست
چو دم اندر دمت اینجا دمیدمیقین بر کام دل اینجا رسیدم
از آن دم دمدمم آدم نمایددل عشّاق کلّی می​رباید
دل عشاق پردرد است از یارنمی​گنجد در این دم هیچ اغیار
دل آن دم کآمدم از چاه بر جاهنمودم سرّ خود با حیدر آنگاه