قرآن کریمبه زبان فارسی

در صفت چنگ

خسرونامه — فریدالدین عطار نیشابوری
یكی پیری كه او در پشت خم داشترگ و پی جمله بیرون شكم داشت
بسان دختری در پیش مادرشده چون مصلحان در زیر چادر
چو مادر دست در خنیاگری بردازان دختر بناخن دختری برد
بسر ناخن ز زیر نیم چادرده و دو پرده ظاهركرد بر در
بلی كو خم گرفته چون گمان بودبران پل بحر شعرتر روان بود
ولی بر بحر هرگز پل نبودستمگر گویی پلی زان سوی رودست
كه از هرجا كه برگویی سرودیبپل با تو برد بیرون برودی
چو آواز از رگ آزرده بنمودز یك پرده ده و دو پرده بنمود
ز پرده روی بیرون كرده بودیولی آواز او در پرده بودی
نجنبیدی برو یك رگی ز سستیچو زخمش آمدی دیدی درستی
مر او را نام گنج باشگونهكه موی سر نبودش هیچگونه
چو موی سر نبودش هیچ بر جایچگونه میكشید او موی در پای
كسی كان پیر را در بر گرفتیخوشی آن پیر زاری درگرفتی
بزاری پیر را دل زنده میداشترگی با جان هر شنونده میداشت
اگرچه پشت خم داشت و كهن بودولیكن سخت پیری خوش سخن بود