قرآن کریمبه زبان فارسی

در صفت دف

خسرونامه — فریدالدین عطار نیشابوری
یكی صورت درآمد ماه پیكرنهاده همچو گردون پای بر سر
رخی مانند ماه آسمان داشتولیك از پنج ماه نوفغان داشت
تپانچه بر رخ چون ماه میخوردچنان كز درد آن فریاد میكرد
چنان میتافت رویش از برون دستكه از چستی بچنبر می برون جست
چو آوازش بچنبر جان برآوردسر بسیار كس در چنبر آورد
چو گردون چنبری گشت آشكارهجلاجل چنبرش همچون ستاره
سه چیز مختلف او را تن آمدز حیوان ونبات و معدن آمد
دو روی و چار گوشش بود و سرنهبسی زد حلقه از هر سوی و درنه
چو می بنواخت از مهر دلش دوستازان شادی نمی​گنجید در پوست
اگرچه دید روی دوست بیروننیامد پیش او از پوست بیرون
اگرچه پوست از آهو رسیدشولی شیرافگنی نیكو رسیدش
چو آن بی پا و سر برداشت آوازنمیدانست كس از پای، سر، باز
چو آواز خوشش بیهوش میداشتخوش آوازی خود را گوش میداشت
بهر پرده رهش پیوسته بودیولكین پردۀ او بسته بودی
نگاری ماهروی از پرده برخاستبزد آن كوژ را در پردۀ راست