قرآن کریمبه زبان فارسی

لشكر كشیدن قیصر و خسرو بجانب سپاهان

خسرونامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چو خود بر لوح زنگاری قلم زدسپر بود و زتیغ خود علم زد
درآمد پیك پیش شاه حالیبداد آن نامه را در جای خالی
چو شاه آن نامه را برخواند یكسردلش آشفته گشت از شاه قیصر
شه عالی صفت را بی خرد خواندبخواری پیك را از پیش خود راند
بزودی ره برید آن پیك خوش رودرآمد همچو بادی پیش خسرو
ز بیدادی آن شاهش خبر كردشه از خشمش جهانی را حشر كرد
نه چندان خلق گرد آورد قیصركه چندان خلق، باشد روز محشر
همه صحرا و دشت از مردپرگشتنیافت از خلق سوزن جای در دشت
ز ریگ و برگ، لشكر را عدد بیشز هر سوییش هر ساعت مدد بیش
ز چرخ ار سوزن عیسی فتادیندانم تا زمینش راه دادی