یك استاد از پس ظل خیال چندین صور مختلف واشكال متضاد مینماید، حركات و سكنات و احكام و تصرفات همه بحكم او، و او پس پرده نهان، چون پرده براندازد ترا معلوم شود كه حقیقت آن صور و افعال آن صور چیست؟
شعر
و كل الذی شاهدته فعل واحدبمفرده لكن بحجب الاكنة
اذا ما ازال الستر لم ترغیرهو لم یبق بالاشكال، اشكال ریبة
سر: ان ربك واسع المغفرة، آن اقتضا میكند كه جملۀ كاینات ستر او باشد.
آفتابی است حضرتش كه دو كونپیش او سایه بان همی یابم
و او فاعل پس آن سایه بان:و هم لایشعرون، كه اگر سر: والله خلقكم و ماتعملون، با ایشان غمزه زدی، جبراً و قهراً همه را معلوم شدی كه:
بیت
نسبت فعل و اقتدار بماهم از آن رو بود كه او باشد
والا: آن را كه بخود وجود نبود فعل چگونه بود، اقتداركی تواند بود؟
هم از او دان كه جان سجود كندابر هم ز آفتاب جود كند
اصل همه فعل یكی است، الا آنست كه در هر محلی رنگی دیگر مینماید و در هر جائی نامی دیگر باید: یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاكل.