قرآن کریمبه زبان فارسی

حال بلال

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری
خورد بر یک جایکه روزی بلالبر تن باریک صد چوب و دوال
خون روان شد زو زچوب بیعددهمچنان می‬گفت احد می‬گفت احد
گر شود در پای خاری ناگهتحب و بغض آنجا نماند در رهت
آنکه او در دست خواری مبتلاستزو تصرف در چنان قومی خطاست
چون چنان بودند ایشان تو چنینچند خواهی بود تو حیران چنین
از زیانت بت پرستان رسته‬اندوز زبان تو صحابه خسته‬اند
در فضولی می‬مکن دیوان سیاهگوی بردی گر زبان داری نگاه