قرآن کریمبه زبان فارسی

حکایت ۱۲۸

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری
دیده باشی کان حکیم پرخردتخته خاک آورد در پیش خود
پس کند آن تخته پر نقش و نگارثابت و سیاره آرد آشکار
هم فلک آرد پدید و هم زمینگه بر ان حکمی کند گاهی برین
هم نجوم و هم بروج آرد پدیدهم افول و هم عروج آرد پدید
هم نحوست هم سعادت برکشدخانۀ موت و ولادت برکشد
چون حساب نحس گردد سعد از آنگوشۀ آن تخته گیرد بعد از آن
برفشاند گوئی آن هرگز نبودآن همه نقش و نشان هرگز نبود
صورت این عالم پر پیچ پیچهست همچون صورت آن تخته هیچ
تو نیاری تاب این گنج گزینگرد این کم گرد و در کنجی نشین
جملۀ مردان زنان اینجا شدنداز دو عالم بی نشان اینجا شدند
گر نیاری طاقت این راه توگر همه کوهی نسنجی کاه تو