گفت عباسه که روز رستخیزچون ز هیبت خلق افتد در گریز
عاصیان و غافلان را از گناهرویها گردد بیک ساعت سیاه
خلق بیسرمایه حیران ماندۀهر یکی نوعی پریشان ماندۀ
حق تعالی از زمین تا نه فلکصد هزاران ساله طاعت از ملک
پاک بستاند همه زان قوم پاکوافکند اندر سر این مشت خاک
از ملایک بانگ خیزد کای الهاز چه بر ما میزند این خلق راه
حق تعالی گوید ای روحانیانچون شما را نیست زان سود و زیان
خاکیان را کار میگرددتمامنان برای گرسنه باید مدام