قرآن کریمبه زبان فارسی

باب هفتم در بیان معنای کفر و ترسایی و ترسا بچه‏

رساله مشواق — ملا محسن فیض کاشانی

کفر حقیقی عبارت است از پوشیدن وجود کثرات و تعینات به وجود حق، و این کفر عارفان است و این بعینه نزد ایشان معنای اسلام حقیقی و ایمان است، قال اللّٰه تعالی: «کُلُّ شی‏ءٍ هَالِکٌ اِلّا وَجهَهُ»۱ و کفر حقیقی عامه بر عکس این است و این نیز به نزد آن قوم دین است، اعنی پوشانیدن وجود حق به وجود اغیار و در آمدن از در توحید به انکار؛ و اسلام مجازی عبارت است از معنای متعارف اسلام با اعتقاد مغایرت وجود ممکنات مر وجود حق سبحانه را قال اللّٰه تَعالی‏: «وَ ما یُؤمِنُ أَکثَرُهُم باللهِ اءِلّا وَ هُم مُشرِکُونَ».۲

زاسلام مجازی گشت بیزارکه را کفر حقیقی شد پدیدار‏

ترسایی: عبارت است از تجرید و تفرید و خلاصی از ربقه تقلید و ترک قیود و رسوم و عوایق و رفض عادات و نوامیس و علایق؛ چه این صفت بر حضرت عیسی ﷷ و امت او که ترسا عبارت از ایشان است غالب بوده.
ترسا بچه: مرشد کامل است که نسبت کامله او در ولادت معنوی۳ به کاملی دیگر که متصف به صفت ترسایی و تجرد و انقطاع بوده باشد می‏رسد؛ و آن کامل را باز به کامل دیگر تا سلسله به حضرت رسالت منتهی شود.

زترسایی غرض تجرید دیدمخلاص از ربقه تقلید دیدم
جناب قدسِ وحدت دیرجان استکه سیمرغ بقا را آشیان است
ز روح اللّٰه پیدا گشت این کارکه از روح القدس آمد پدیدار
هم از اللّٰه در پیش تو جانی استکه از روح القدس در تو نشانی است‏‏
اگر یابی خلاص از نفس ناسوتدر آیی در جناب قدس لاهوت
هر آن کس کو مجرد چون ملک شدچو روح اللّٰه بر چارم فلک شد
به مردی وا رهان خود را چو مردانو لیکن حق کس ضایع مگردان
زشرع ار یک دقیقه گشت مهملشوی در هر دو کون از دین معطّل
حقوق شرع را زنهار مگذارو لیکن خویشتن را هم نگهدار
زر و زن نیست الا مایه غمبه جا بگذار چون عیسای مریم
حنیفی شو زهر قید مذاهبدر آ در دیر دین مانند راهب
تو را تا در نظر اغیار و غیر استاگر در مسجدی آن عین دیر است
چو برخیزد زپیشت کسوت غیرشود بهر تو مسجد صورت دیر‏
نمی‏دانم به هر حالی که هستیخلاف نفس بیرون کن که رستی‏‏
بت و زنّار و ترسایی و ناقوساشارت شد همه با ترک ناموس
اگر خواهی که گردی بنده خاصمهیا شو برای صدق و اخلاص
برو خود را زراه خویش برگیربه هر یک لحظه ایمانی زسر گیر
به باطن نفس ما چون هست کافرمشو راضی بدین اسلام ظاهر‏
زتو هر لحظه ایمان تازه گردانمسلمان شو مسلمان شو مسلمان
بسی ایمان بود کز کفر زایدنه کفر است آن کزو ایمان فزاید
ریا و سمعه و ناقوس بگذاربیفکن خرقه و بر بند زنّار‏
چو پیر ما شو اندر کفر فردیاگر مردی بده دل را به مردی
به ترسا زاده‏ای دل ده به یک بارمجرد شو زهر انکار و اقرار

تَمَّ اَورادَنا ذکرَهُ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ و السَّلامُ عَلَی‏ أَصفِیاءِ اللهِ وَ أَولِیائِهِ.

  1. - سورهٔ قصص «۲۸» آیهٔ ۸۸. ↑
  2. - سورهٔ یوسف «۱۲» آیهٔ ۱۰۶. ↑
  3. - اشاره به کلام منسوب به عیسی ﷷ است که: «لن یَلجَ ملکوت السماوات مَن لَمْ یولَد مَرَّتَیْن»؛ احادیث مثنوی، ص ۹۶. ↑