قرآن کریمبه زبان فارسی

ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان

مثنوی معنوی — دفتر سوم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

پیش از آنک این قصه تا مخلص رسد دود و گندی آمد از اهل حسد

من نمی‌رنجم ازین لیک این لگد خاطر ساده‌دلی را پی کند

خوش بیان کرد آن حکیم غزنوی بهر محجوبان مثال معنوی

که ز قرآن گر نبیند غیر قال این عجب نبود ز اصحاب ضلال

کز شعاع آفتاب پر ز نور غیر گرمی می‌نیابد چشم کور

خربطی ناگاه از خرخانه‌ای سر برون آورد چون طعانه‌ای

کین سخن پستست یعنی مثنوی قصه پیغامبرست و پی‌روی

نیست ذکر بحث و اسرار بلند که دوانند اولیا آن سو سمند

از مقاماتِ تَبَتُّل تا فنا پایه پایه تا ملاقات خدا

شرح و حد هر مقام و منزلی که بپر زو بر پرد صاحب‌دلی

چون کتاب الله بیامد هم بر آن این چنین طعنه زدند آن کافران

که اساطیرست و افسانهٔ نژند نیست تعمیقی و تحقیقی بلند

کودکان خرد فهمش می‌کنند نیست جز امر پسند و ناپسند

ذکر یوسف ذکر زلف پر خمش ذکر یعقوب و زلیخا و غمش

ظاهرست و هرکسی پی می‌برد کو بیان که گم شود در وی خرد

گفت اگر آسان نماید این به تو این چنین آسان یکی سوره بگو

جنتان و انستان و اهل کار گو یکی آیت ازین آسان بیار