قرآن کریمبه زبان فارسی

تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی

مثنوی معنوی — دفتر سوم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

گفت پیغامبر که معراج مرا نیست بر معراج یونس اجتبا

آن من بر چرخ و آن او نشیب زانک قرب حق برونست از حسیب

قرب نه بالا نه پستی رفتنست قرب حق از حبس هستی رستنست

نیست را چه جای بالا است و زیر نیست را نه زود و نه دورست و دیر

کارگاه و گنج حق در نیستیست غرهٔ هستی چه دانی نیست چیست

حاصل این اشکست ایشان ای کیا می‌نماند هیچ با اشکست ما

آنچنان شادند در ذل و تلف همچو ما در وقت اقبال و شرف

برگ بی‌برگی همه اقطاع اوست فقر و خواریش افتخارست و علوست

آن یکی گفت ار چنانست آن ندید چون بخندید او که ما را بسته دید

چونک او مبدل شدست و شادیش نیست زین زندان و زین آزادیش

پس به قهر دشمنان چون شاد شد چون ازین فتح و ظفر پر باد شد

شاد شد جانش که بر شیران نر یافت آسان نصرت و دست و ظفر

پس بدانستیم کو آزاد نیست جز به دنیا دلخوش و دلشاد نیست

ورنه چون خندد که اهل آن جهان بر بد و نیک‌اند مشفق مهربان

این بمنگیدند در زیر زبان آن اسیران با هم اندر بحث آن

تا موکل نشنود بر ما جهد خود سخن در گوش آن سلطان برد