قرآن کریمبه زبان فارسی

بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل

مثنوی معنوی — دفتر سوم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

شه شبانگه باز آمد شادمان کامشبان حملست و دورند از زنان

خازنش عمران هم اندر خدمتش هم به شهر آمد قرین صحبتش

گفت ای عمران برین در خسپ تو هین مرو سوی زن و صحبت مجو

گفت خسپم هم برین درگاه تو هیچ نندیشم به جز دلخواه تو

بود عمران هم ز اسرائیلیان لیک مر فرعون را دل بود و جان

کی گمان بردی که او عصیان کند آنک خوف جان فرعون آن کند