قرآن کریمبه زبان فارسی

جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس

مثنوی معنوی — دفتر سوم — مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (شش دفتر)

تا به فرعون آمدند آن ساحران دادشان تشریفهای بس گران

وعده‌هاشان کرد و پیشین هم بداد بندگان و اسپان و نقد و جنس و زاد

بعد از آن می‌گفت هین ای سابقان گر فزون آیید اندر امتحان

برفشانم بر شما چندان عطا که بدرد پردهٔ جود و سخا

پس بگفتندش به اقبال تو شاه غالب آییم و شود کارش تباه

ما درین فن صفدریم و پهلوان کس ندارد پای ما اندر جهان

ذکر موسی بند خاطرها شدست کین حکایتهاست که پیشین بدست

ذکر موسی بهر روپوشست لیک نور موسی نقد تست ای مرد نیک

موسی و فرعون در هستی تست باید این دو خصم را در خویش جست

تا قیامت هست از موسی نِتاج نور دیگر نیست دیگر شد سراج

این سفال و این پلیته دیگرست لیک نورش نیست دیگر زان سرست

گر نظر در شیشه داری گم شوی زانک از شیشه‌ست اعداد دوی

ور نظر بر نور داری وا رهی از دوی و اعداد جسم منتهی

از نظرگاهست ای مغز وجود اختلاف مؤمن و گبر و جهود