قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نود و نهم در حكمت

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: الحكمة ضياء المعرفة، و ميراث التّقوى، و ثمرة الصّدق، و لو قلت: ما أنعم الله على عبد من عباده بنعمة اعظم و أنعم و ارفع و أجزل و ابهى من الحكمة، لقلت صادقا، قال الله عزّ و جلّ: (يُؤْتِي الْحِكْمَةَ من يَشاءُ، وَ من يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً، وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ). اى لا يعلم ما أودعت و هيّات في الحكمة الاّ من استخلصته لنفسي، و خصصته بها، و الحكمة هي النّجاة، و صفة الحكيم الثّبات عند اوائل الامور، و الوقوف عند عواقبها، و هو هادى خلق الله الى الله تعالى، قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: لان يهدى الله على يديك عبدا من عباده، خير لك ممّا طلعت عليه الشّمس من مشارقها إلى مغاربها.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: الحكمة ضياء المعرفة، و ميراث التّقوى، و ثمرة الصّدق.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد: حكمت، كه عبارت از كردار نيكو و گفتار درست است، سبب جلا و روشنى معرفت است. يعنى: ظهور معرفت الهى به كردار و گفتار درست است و به قدر معرفت الهى، افعال و اعمال نيكو از كس صادر مى‏شود. و نيز حكمت، به معنى مذكور، ميراث تقوى و ميوه صدق و راستى است. حاصل آن كه معرفت بى‏حكمت، بى‏نور است، و تقواى بى‏حكمت، بى‏فايده است، و راستى بى حكمت، بى حاصل و بى‏نتيجه است و ثمر ندارد.

و لو قلت: ما أنعم الله على عبد من عباده بنعمة اعظم و أنعم و ارفع و أجزل و ابهى من الحكمة، لقلت صادقا.

يعنى: اگر بگويم من: هيچ نعمت از نعمتهاى الهى از براى آدمى نيست عظيم‏تر و نرم‏تر و بلندتر و جزيل تر و بهتر از حكمت، راست گفته‏ام.

قال الله عزّ و جلّ: يُؤْتِي الْحِكْمَةَ من يَشاءُ. (بقره- ۲۶۹) خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده است كه: مى‏دهد خداى تعالى حكمت را، كه آن علمى است كه به آن علم، ميان القاى رحمانى و وسوسه شيطانى، تميز توان كرد، هر كه را كه مى‏خواهد از كسانى كه طالب رشادند. و يا مراد به «حكمت»، تحصيل علم است و انفاق علم و عمل به آن، تا بدانند كه چه مى‏بايد كرد، و چه مى‏توان گفت؟ و به كه مى‏توان گفت؟ و كه قابل تعليم است؟ و از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه: مراد به «حكمت» در اين آيه، علم قرآن است و علم فقه. و در حديث نبوى صلّى الله عليه و آله وارد شده كه آن حضرت فرمودند كه: حق تعالى به من عطا فرمود از حكمت، قرآن را و هيچ خانه‏اى نباشد كه در او چيزى از حكمت باشد و تلاوت به او نكنند، مگر آن كه آن خانه خراب و ويران شود، پس فقيه شويد در دين و تعليم گيريد و نادان مميريد.

وَ من يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً (بقره- ۲۶۹).

يعنى: هر كه را دادند حكمت، كه علم دين است، پس به درستى كه داده‏اند او را نيكوئى بسيار. چه او جامع خير دنيا و عقبى است، و چون خداى تعالى مال دنيا را اندك خوانده كه: قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ (نساء- ۷۷) و علم دانش را به بسيارى خير صفت كرده كه: فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً، (بقره- ۲۶۹) پس عالم بايد كه اهل دنيا را ملازمت نكند و داغ خدمت ايشان بر جبين احوال خود نكشد كه او را خير كثير داده‏اند و آنان را متاع قليل.

وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ. (بقره- ۲۶۹) و پند پذير نمى‏شوند به آن چه مذكور شد از آيات روشن و موعظه‏هاى حسن، مگر صاحبان عقل خالص از متابعت هوا و هوس. چنانكه مى‏فرمايد كه:

اى لا يعلم ما أودعت و هيّات في الحكمة الاّ من استخلصته لنفسي، و خصصته بها.

يعنى: نمى‏داند و راه نمى‏برد به كمالات و فوايد قرآن كه حكيم على الاطلاق در او وديعه گذاشته است و مهيّا نموده، مگر آنان كه اختصاص يافته‏اند به توفيق الهى به پاكى نفس، و نيست در نفس ايشان غير محبّت الهى و قرب به جناب او.

و الحكمة هي النّجاة.

مى‏فرمايد كه: حكمت علمى است كه نجات دهنده است آدمى را از سخط و غضب الهى. و در بعضى از نسخه‏ها به جاى «النّجاة»، «الكتاب» است و بنا بر اين نسخه مراد از حكمت قرآن عزيز است، چنانكه بيشتر مذكور شد.

و صفة الحكيم الثّبات عند اوائل الامور، و الوقوف عند عواقبها، و هو هادى خلق الله إلى الله تعالى.

مى‏فرمايد كه: صفت حكيم آن است كه هر گاه امرى و حادثه‏اى به او رو دهد، در اوّل، تزلزل و اضطراب بهم نرساند، و در عاقبت به هر چه رو دهد راضى باشد، و شكر الهى بجا آرد، و هدايت و راهنمائى مردم كند، و ايشان را به جانب خدا خواند.

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: لان يهدى الله على يديك عبدا من عباده، خير لك ممّا طلعت عليه الشّمس من مشارقها إلى مغاربها.

حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و آله مى‏فرمايد كه: هدايت كردن تو بنده‏اى از بندگان خدا را به راه حقّ، بهتر است و فاضل‏تر است نزد پروردگار از هر چه آفتاب بر وى تابد از مشرق تا به مغرب.