قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نود و چهارم در دعوى

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: الدّعوى بالحقيقة للانبياء و الائمّة و الصّدّيقين، و امّا المدّعى بغير واجب فهو كإبليس اللّعين ادّعى النّسك، و هو على الحقيقة منازع لربّه، مخالف لامره، فمن ادّعى اظهر الكذب، و الكاذب لا يكون أمينا، و من ادّعى فيما لا يحلّ له، فتح عليه أبواب البلوى، و المدّعى يطالب بالبيّنة لا محالة، و هو مفلس فيفتضح، و الصّادق لا يقال له: لم، قال امير المؤمنين عليه السّلام: الصّادق لا يراه احد الاّ هابه.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: الدّعوى بالحقيقة للانبياء و الائمّة و الصّدّيقين، و امّا المدّعى بغير واجب فهو كإبليس اللّعين ادّعى النّسك، و هو على الحقيقة منازع لربّه، مخالف لامره، فمن ادّعى اظهر الكذب، و الكاذب لا يكون أمينا.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد: حقيقت دعوى، نيست مگر از براى پيغمبران و ائمّه و اولياء الله عليهم السّلام، و بعد از ايشان از براى كسانى كه دعوى كنند و در دعوى خود صادق باشند و دعوايش از روى يقين و تحقيق باشد، نه از روى ظنّ و وهم.

مثل مسائل اجماعى يا مسائلى كه خود از اصول استنباط كرده باشند و غير اين دعواها همه عين ضلالت و گمراهى است و هر كه دعواى بى‏جا كند و مرتبه‏اى بلندتر از مرتبه خود و حال خود ادّعا نمايد، مثل ابليس لعين است كه به دعواى عبادت بسيار و مخلوق شدن از نار، نافرمانى كردگار كرد و مستحقّ عذاب ابدى شد و چنين كسى به واسطه اتّصاف به كذب و دروغ، صاحب ديانت و امانت نيست و از خدعه و فريب شيطان خلاصى ندارد.

و من ادّعى فيما لا يحلّ له، فتح عليه أبواب البلوى، و المدّعى يطالب بالبيّنة لا محالة، و هو مفلس فيفتضح، و الصّادق لا يقال له: لم، قال امير المؤمنين عليه السّلام: الصّادق لا يراه احد الاّ هابه.

مى‏فرمايد: هر كه دعوى بى‏جا مى‏كند، پس گشوده است بر روى خود درهاى بلاها را و آسان‏تر از همه آن كه اگر كسى از او پرسد كه: بر دعوى خود چه دليل دارى؟ عاجز مى‏شود و در نظر خلايق رسوا مى‏گردد. امّا كسى كه در دعوى خود صادق است، او را نمى‏گويند: چرا چنين گفتى، و بر تقديرى كه بگويند دليل و حجّت بر طبق دعواى خود مى‏تواند گفت. چنانكه حضرت امير عليه السّلام مى‏فرمايد كه:

هر كه در دعوى خود صادق است، هر كه او را مى‏بيند هيبت او در دل او مى‏افتد، به حيثيّتى كه نمى‏تواند كسى به او گفت كه: چرا چنين دعوى مى‏كنى؟ و از كجا مى‏گوئى؟ چنانكه از أطوار علماى راسخين، مشاهد و معلوم است.