قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نود و ششم در دوستى در راه خدا

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: حبّ الله إذا أضاء على سرّ عبد، اخلاه عن كلّ شاغل، و كلّ ذكر سوى الله تعالى ظلمة، و المحبّ أخلص النّاس سرّ الله تعالى، و أصدقهم قولا، و أوفاهم عهدا، و أزكاهم عملا، و أصفاهم ذكرا، و أعبدهم نفسا، يتناهى الملائكة به عند مناجاته، و يفخر برؤيته، و به يعمر الله بلاده، و بكرامته يكرم عباده، يعطيهم إذا سألوا بحقّه، و يدفع عنهم البلايا برحمته، فلو علم الخلق ما محلّه عند الله و منزلته لديه، ما تقرّبوا إلى الله تعالى الاّ بتراب قدميه، و قال امير المؤمنين عليه السّلام: حبّ الله نار لا يمرّ على شي‏ء الاّ احترق، و نور الله لا يطلع على شي‏ء الاّ أضاء، و سماء الله ما ظهر من تحته شي‏ء الاّ أعطاه الفيض، و ريح الله ما تهبّ في شي‏ء الاّ حرّكته، و ماء الله يحيى به كلّ شي‏ء، و ارض الله ينبت منها كلّ شي‏ء، فمن احبّه الله أعطاه كلّ شي‏ء من الملك و المال، قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: إذا احبّ الله عبدا من امّتى قذف في قلوب أصفيائه، و أرواح ملائكته، و سكّان عرشه محبّته ليحبّوه، فذلك المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند الله يوم القيامة.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: حبّ الله إذا أضاء على سرّ عبد، اخلاه عن كلّ شاغل، و كلّ ذكر سوى الله تعالى ظلمة.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد: دوستى خداى هر گاه تابيد بر دل مؤمن، خالى مى‏كند دوستى حضرت او دل مؤمن را از جميع شغلها و از جميع ذكرها غير ذكر الهى. يعنى نشانه محبّت الهى آن است كه نباشد در دل او غير محبّت الهى و ياد الهى و ذكر الهى، چرا كه ذكر غير خداى تعالى موجب ظلمت و تيرگى دل است و با محبّت الهى جمع نمى‏شود از اينجا است كه گفته‏اند: محبّت الهى آتش سوزان است با هيچ چيز جمع نمى‏شود و با هيچ كار و شغل الفت نمى‏گيرد.

و المحبّ أخلص النّاس سرّا للَّه تعالى، و أصدقهم قولا، و أوفاهم عهدا، و أزكاهم عملا، و أصفاهم ذكرا، و أعبدهم نفسا.

مى‏فرمايد: دوست خدا، خالص‏ترين مردمان است به خدا از روى سرّ. يعنى:

هر چه در دل او خطور كند بايد از براى خدا باشد و به أغراض ديگر: خواه مباح و خواه غير مباح، مشوب و مخلوط نباشد. و راستگوتر از ديگران باشد، و در عهد و پيمان وفا كننده‏تر از ديگران باشد، و عملش هم پاكتر از عمل ديگران باشد، و در ذكر الهى أصفى و خالص‏تر از ذكر ديگران باشد، و عبادت و زحمت و رياضت نفس او نيز بيشتر از ديگران باشد.

يتباهى الملائكة به عند مناجاته، و يفخر برؤيته، و به يعمر الله بلاده، و بكرامته يكرم عباده، يعطيهم إذا سألوا بحقّه، و يدفع عنهم البلايا برحمته، فلو علم الخلق ما محلّه عند الله، و منزلته لديه، ما تقرّبوا إلى الله تعالى الاّ بتراب قدميه.

يعنى: مباهات مى‏كند به اين بنده محبّ مخلص، ملايكه آسمان در وقت مناجات كردن او به پروردگار خود و فخر مى‏كند. و به بركت و عزّت دوستان خود، معمور مى‏دارد خداى تعالى بلاد و شهرهاى خود را، و به حرمت ايشان، رحم مى‏كند به ساير بندگان، و به عزّت دعاى ايشان، اجابت مى‏كند دعاى ساير بندگان را و دفع مى‏كند بلاها را از ايشان. پس اگر بدانند خلايق عزّت و قرب ايشان را نزد خداى تعالى، هر آينه تقرّب نمى‏جويند به جناب او مگر به وسيله ايشان، و خاك قدم ايشان را توتياى ديده خود مى‏كنند.

و قال امير المؤمنين عليه السّلام: حبّ الله نار لا يمرّ على شي‏ء الاّ احترق، و نور الله لا يطلع على شي‏ء الاّ أضاء، و سماء الله ما ظهر من تحته شي‏ء الاّ أعطاه الفيض، و ريح الله ما تهبّ في شي‏ء الاّ حرّكته، و ماء الله يحيى به كلّ شي‏ء، و ارض الله ينبت منها كلّ شي‏ء، فمن احبّه الله أعطاه كلّ شي‏ء من الملك و المال.

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مى‏فرمايد: دوستى خدا، آتشى است كه به هر چه عبور مى‏كند او را مى‏سوزد. يعنى: محبّت الهى و عشق الهى به هر بدن كه جا كرد، آن بدن را مى‏سوزد. چه، بقدر علاقه به جناب احديّت، علاقه به بدن و ملايمات بدن كم مى‏شود و رفته رفته بدن ضعيف مى‏شود و روح قوّت مى‏گيرد، چنانكه از أطوار ارباب سلوك و رياضت، مشاهده مى‏شود. و نور الهى نمى‏تابد بر هيچ چيز مگر آن كه روشن مى‏كند او را، چنانكه به تجربه معلوم است كه هر كه خدا را به خاطر بيارد بعد از غفلت، از او مى‏يابد كه دل او روشن شد، بعد از آن كه تيره و سياه بود.

و نيز رحمت الهى بر روى هر چه مى‏افتد، فيض به او مى‏بخشد و به سبب آن فيض از ظلمت به نورانيّت منتقل مى‏شود و نسيم الهى به هر چه وزيدن گيرد، سبب حركت و نموّ او مى‏شود، و باران الهى به هر چه مى‏چكد، احياى او مى‏كند، و در زمين الهى مى‏رويد هر نعمتى كه مناسب آن زمين باشد، پس هر كه را خداى تعالى دوست مى‏دارد، مى‏دهد به او هر چه خواهد از ملك و مال هر چقدر خواهد و به هر كيفيّت كه خواهد. امّا دوست حقيقى حضرت بارى تعالى، نمى‏خواهد هيچ چيز جز جناب او را. و قرب او را چنانكه آوردن حضرت جبرئيل عليه السّلام كليدهاى خزاين ارض به خدمت حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و جواب: «الدّنيا دار من لا دار له» (تا آخر حديث)، از آن حضرت شنيدن، دلالت بر اين دارد و به تفصيل گذشت.

قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: إذا احبّ الله عبدا من امّتى قذف في قلوب أصفيائه، و أرواح ملائكته، و سكّان عرشه محبّته ليحبّوه، فذلك المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند الله يوم القيامة.

چنانكه پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: هر گاه دوست داشته باشد پروردگار عالم بنده‏اى از بندگان خود را از امّت من، مى‏اندازد در دل دلهاى برگزيدگان خود از اوليا و اصفيا و در أرواح ملايكه خود و ساكنان عرش خود، محبّت آن بنده را، تا ايشان او را دوست داشته باشند و نيز از براى دوستان خدا در روز قيامت، رخصت شفاعت است، هر كه را خواهند شفاعت كنند و شفاعت ايشان، مستجاب است.