قال الصّادق عليه السّلام: حبّ الله إذا أضاء على سرّ عبد، اخلاه عن كلّ شاغل، و كلّ ذكر سوى الله تعالى ظلمة، و المحبّ أخلص النّاس سرّ الله تعالى، و أصدقهم قولا، و أوفاهم عهدا، و أزكاهم عملا، و أصفاهم ذكرا، و أعبدهم نفسا، يتناهى الملائكة به عند مناجاته، و يفخر برؤيته، و به يعمر الله بلاده، و بكرامته يكرم عباده، يعطيهم إذا سألوا بحقّه، و يدفع عنهم البلايا برحمته، فلو علم الخلق ما محلّه عند الله و منزلته لديه، ما تقرّبوا إلى الله تعالى الاّ بتراب قدميه، و قال امير المؤمنين عليه السّلام: حبّ الله نار لا يمرّ على شيء الاّ احترق، و نور الله لا يطلع على شيء الاّ أضاء، و سماء الله ما ظهر من تحته شيء الاّ أعطاه الفيض، و ريح الله ما تهبّ في شيء الاّ حرّكته، و ماء الله يحيى به كلّ شيء، و ارض الله ينبت منها كلّ شيء، فمن احبّه الله أعطاه كلّ شيء من الملك و المال، قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: إذا احبّ الله عبدا من امّتى قذف في قلوب أصفيائه، و أرواح ملائكته، و سكّان عرشه محبّته ليحبّوه، فذلك المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند الله يوم القيامة.
شرح
قال الصّادق عليه السّلام: حبّ الله إذا أضاء على سرّ عبد، اخلاه عن كلّ شاغل، و كلّ ذكر سوى الله تعالى ظلمة.
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: دوستى خداى هر گاه تابيد بر دل مؤمن، خالى مىكند دوستى حضرت او دل مؤمن را از جميع شغلها و از جميع ذكرها غير ذكر الهى. يعنى نشانه محبّت الهى آن است كه نباشد در دل او غير محبّت الهى و ياد الهى و ذكر الهى، چرا كه ذكر غير خداى تعالى موجب ظلمت و تيرگى دل است و با محبّت الهى جمع نمىشود از اينجا است كه گفتهاند: محبّت الهى آتش سوزان است با هيچ چيز جمع نمىشود و با هيچ كار و شغل الفت نمىگيرد.
و المحبّ أخلص النّاس سرّا للَّه تعالى، و أصدقهم قولا، و أوفاهم عهدا، و أزكاهم عملا، و أصفاهم ذكرا، و أعبدهم نفسا.
مىفرمايد: دوست خدا، خالصترين مردمان است به خدا از روى سرّ. يعنى:
هر چه در دل او خطور كند بايد از براى خدا باشد و به أغراض ديگر: خواه مباح و خواه غير مباح، مشوب و مخلوط نباشد. و راستگوتر از ديگران باشد، و در عهد و پيمان وفا كنندهتر از ديگران باشد، و عملش هم پاكتر از عمل ديگران باشد، و در ذكر الهى أصفى و خالصتر از ذكر ديگران باشد، و عبادت و زحمت و رياضت نفس او نيز بيشتر از ديگران باشد.
يتباهى الملائكة به عند مناجاته، و يفخر برؤيته، و به يعمر الله بلاده، و بكرامته يكرم عباده، يعطيهم إذا سألوا بحقّه، و يدفع عنهم البلايا برحمته، فلو علم الخلق ما محلّه عند الله، و منزلته لديه، ما تقرّبوا إلى الله تعالى الاّ بتراب قدميه.
يعنى: مباهات مىكند به اين بنده محبّ مخلص، ملايكه آسمان در وقت مناجات كردن او به پروردگار خود و فخر مىكند. و به بركت و عزّت دوستان خود، معمور مىدارد خداى تعالى بلاد و شهرهاى خود را، و به حرمت ايشان، رحم مىكند به ساير بندگان، و به عزّت دعاى ايشان، اجابت مىكند دعاى ساير بندگان را و دفع مىكند بلاها را از ايشان. پس اگر بدانند خلايق عزّت و قرب ايشان را نزد خداى تعالى، هر آينه تقرّب نمىجويند به جناب او مگر به وسيله ايشان، و خاك قدم ايشان را توتياى ديده خود مىكنند.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام: حبّ الله نار لا يمرّ على شيء الاّ احترق، و نور الله لا يطلع على شيء الاّ أضاء، و سماء الله ما ظهر من تحته شيء الاّ أعطاه الفيض، و ريح الله ما تهبّ في شيء الاّ حرّكته، و ماء الله يحيى به كلّ شيء، و ارض الله ينبت منها كلّ شيء، فمن احبّه الله أعطاه كلّ شيء من الملك و المال.
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد: دوستى خدا، آتشى است كه به هر چه عبور مىكند او را مىسوزد. يعنى: محبّت الهى و عشق الهى به هر بدن كه جا كرد، آن بدن را مىسوزد. چه، بقدر علاقه به جناب احديّت، علاقه به بدن و ملايمات بدن كم مىشود و رفته رفته بدن ضعيف مىشود و روح قوّت مىگيرد، چنانكه از أطوار ارباب سلوك و رياضت، مشاهده مىشود. و نور الهى نمىتابد بر هيچ چيز مگر آن كه روشن مىكند او را، چنانكه به تجربه معلوم است كه هر كه خدا را به خاطر بيارد بعد از غفلت، از او مىيابد كه دل او روشن شد، بعد از آن كه تيره و سياه بود.
و نيز رحمت الهى بر روى هر چه مىافتد، فيض به او مىبخشد و به سبب آن فيض از ظلمت به نورانيّت منتقل مىشود و نسيم الهى به هر چه وزيدن گيرد، سبب حركت و نموّ او مىشود، و باران الهى به هر چه مىچكد، احياى او مىكند، و در زمين الهى مىرويد هر نعمتى كه مناسب آن زمين باشد، پس هر كه را خداى تعالى دوست مىدارد، مىدهد به او هر چه خواهد از ملك و مال هر چقدر خواهد و به هر كيفيّت كه خواهد. امّا دوست حقيقى حضرت بارى تعالى، نمىخواهد هيچ چيز جز جناب او را. و قرب او را چنانكه آوردن حضرت جبرئيل عليه السّلام كليدهاى خزاين ارض به خدمت حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و جواب: «الدّنيا دار من لا دار له» (تا آخر حديث)، از آن حضرت شنيدن، دلالت بر اين دارد و به تفصيل گذشت.
قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: إذا احبّ الله عبدا من امّتى قذف في قلوب أصفيائه، و أرواح ملائكته، و سكّان عرشه محبّته ليحبّوه، فذلك المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند الله يوم القيامة.
چنانكه پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: هر گاه دوست داشته باشد پروردگار عالم بندهاى از بندگان خود را از امّت من، مىاندازد در دل دلهاى برگزيدگان خود از اوليا و اصفيا و در أرواح ملايكه خود و ساكنان عرش خود، محبّت آن بنده را، تا ايشان او را دوست داشته باشند و نيز از براى دوستان خدا در روز قيامت، رخصت شفاعت است، هر كه را خواهند شفاعت كنند و شفاعت ايشان، مستجاب است.