قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نود و هفتم درباره دوستى كننده در راه خدا

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: المحبّ في الله محبّ الله، و المحبّ في الله حبيب الله، لانّهما لا يتحابّان الاّ في الله، قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: المرء مع من احبّ، فمن احبّ عبدا في الله فانّما احبّ الله تعالى، و لا يحبّ عبد الله الاّ احبّه الله، قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: افضل النّاس بعد النّبيّين صلوات الله عليهم أجمعين في الدّنيا و الآخرة، المحبّون للَّه، المتحابّون فيه، و كلّ حبّ معلول يورث بعدا فيه عداوة الاّ هذين، و هما من عين واحدة يزيدان ابدا و لا ينقصان، قال الله عزّ و جلّ: الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ. لانّ اصل الحبّ التّبرّى عن سوى المحبوب، و قال امير المؤمنين عليه السّلام: انّ اطيب شي‏ء في الجنّة و ألذّه حبّ الله، و الحبّ في الله و الحمد للَّه، قال الله عزّ و جلّ: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: المحبّ في الله محبّ الله، و المحبّ في الله حبيب الله، لانّهما لا يتحابّان الاّ في الله.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: محبّ در راه خدا، هم محبّ خدا است و هم محبوب خدا. يعنى: هر كه مؤمنى را از براى خدا دوست دارد، نه از براى غرض ديگر، هم محبّ محبّ خدا است و هم محبوب محبوب خدا، چرا كه دوستى ايشان نيست مگر از براى خدا.

قال رسول الله صلّى الله عليه و آله: المرء مع من احبّ، فمن احبّ عبدا في الله فانّما احبّ الله تعالى، و لا يحبّ عبد الله الاّ احبّه الله.

چنانكه حضرت رسالت پناه عليه و آله سلام الله مى‏فرمايد: هر كه دوست مى‏دارد بنده‏اى را در راه خدا، پس به يقين دوست داشته است خدا را. و هر كه دوست مى‏دارد خدا را، خدا هم او را دوست مى‏دارد. حاصل آن كه دوست داشتن بنده‏اى، بنده‏اى را از براى خدا، نزد الهى بسيار عزيز است، خواه بنده محبوب حرّ باشد و خواه بنده.

قال النّبيّ صلّى الله عليه و آله: افضل النّاس بعد النّبيّين صلوات الله عليهم أجمعين في الدّنيا و الآخرة، المحبّون للَّه، المتحابّون فيه.

حضرت رسالت پناه صلّى الله عليه و آله فرموده است: بهترين مردمان بعد از پيغمبران و اوصياى پيغمبران در دنيا و آخرت، دوستان خدا هستند و دوستداران بندگان خدا در راه خدا.

و كلّ حبّ معلول يورث بعدا فيه عداوة الاّ هذين، و هما من عين واحدة يزيدان ابدا و لا ينقصان.

مى‏فرمايد: هر دوستى كه معلول باشد. يعنى: نه از براى خدا باشد، مورث بعد و دورى است از رحمت الهى، و دوستي اين چنين از شائبه دشمنى خالى نيست، مگر آن دو دوستى كه مذكور شد كه دوستى از براى خدا و در راه خدا باشد، كه اين دو دوستى از يك چشمه‏اند و هميشه زياد مى‏شوند و كم نمى‏شوند.

و در بعضى از نسخه‏ها لفظ «بعدا» نيست، بنا بر اين «عداوة» مفعول «يورث» مى‏شود. چنانكه به تقدير اوّل «بعدا»، و «معلول» به هر تقدير صفت حبّ است، و «يورث» خبر «كلّ» چنانكه معلوم است.

قال الله عزّ و جلّ: الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ.(زخرف- ۶۷)

چنانكه حضرت بارى عزّ اسمه در قرآن مجيد فرموده: دوستان و مصاحبان دنيا، دشمن هم مى‏شوند در روز قيامت، مگر متّقيان كه دوستى ايشان در دنيا با يك ديگر از براى خدا و در راه خدا بوده است.

لانّ اصل الحبّ التّبرّى عن سوى المحبوب.

چرا كه اصل دوستى، دوست داشتن محبوب است و از غير محبوب برى بودن.

و قال امير المؤمنين عليه السّلام: انّ اطيب شي‏ء في الجنّة و ألذّه حبّ الله، و الحبّ في الله و الحمد للَّه.

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مى‏فرمايد: خوشبوترين چيزها در بهشت و لذيذترين چيزها در بهشت، دوستى خداى تعالى است، و دوستى مؤمنين در راه خدا. و «الحمد للَّه» احتمال دارد كه از جمله «اطيب» باشد و اطيب سه چيز باشد دوستى خدا، و در راه خدا، و شكر خدا كردن و حمد الهى بجا آوردن، و احتمال دارد كه مقطع كلام باشد و از بابت «و السّلام» باشد. در حديث «الزّيارة الحضور و السّلام» اگر چه او هم احتمال جزئيّت دارد چنانكه بعضى گفته‏اند، بنا بر اين احتمال «اطيب» دو چيز است چنانكه معلوم است، اگر چه ذكر آيه در تلو او مؤيّد اوّل است.

قال الله عزّ و جلّ: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ. (يونس- ۱۰)

خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده است: سلام و تحيّت ملايكه در بهشت به يك ديگر در اوّل ملاقات با يك ديگر سلام است و آخر دعاى ايشان در بهشت به يك ديگر حمد الهى است، و گفتن: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (حمد- ۱) است.

روايت است كه: چون مؤمنان به بهشت در آيند و انواع عظمت و كبريائي حضرت عزّت را مشاهده كنند، زبان به نعت حضرت ذو الجلال و تسبيح ملك متعال مى‏گشايند و وظايف حمد و ثناى الهى بجا مى‏آورند، و ختم كلام به كلمه‏اى تسبيح و تحميد كنند، و حقّ سبحانه و تعالى با ملايكه به ايشان سلام كنند و ايشان را به انواع كرامات و علوّ مقامات بشارت دهند و هر آينه لذّت تسبيح و تحميد ايشان را از جميع لذّتهاى بهشت خوش‏تر آيد، بيت:

ذوق نامش عاشق مشتاق را از بهشت جاودانى خوش‏تر است‏

و مروى است كه: چون مرغى بر بالاى سر ايشان پرواز كند، ايشان آرزوى گوشت آن كرده گويند: «سبحانك اللّهمّ»، في الحال پرها از آن مرغ جدا شده بريان شود و پيش دست ايشان افتد، و چون آن را تناول كنند گويند: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، در حال، استخوان‏هاى مرغ گوشت پيدا كرده به پرواز در آيد مانند اوّل.