قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۱۹-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
گفت محمود و ایاز سیمبرفخر كردند ای عجب با یكدگر
گفت محمود از سر رعنایئیكیست چون من در جهان آرایئی
سند و هند و ترك و روم آن منستهفتصد خسرو بفرمان منست
لشگر و پیل مرا اندازه نیستهیچسلطان را چنین آوازه نیست
در زمان برجست ایاز نیك نامباز پس میرفت تا هفتاد گام
گفت دارم یك سخن با شهریارهست دستوری شهش گفتا بیار
گفت اگر داری جهان پر صف شكنلیك محمودی نداری همچو من
گر ترا هر دوجهان پر كس بوداین چه من دارم مرا می بس بود
گر تجلی جمالت آرزوستپای تا سر دیده شو در پیش دوست
تا بدان هر دیده در دارالسلامتا ابد دیدار بخشندت مدام
دیدۀ بیناست جان را زاد راهاز خدای خویش دایم دیده خواه