قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۲۰-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
رهبری بودست الحق رهنمایمیهمانی خواست یك روز از خدای
گفت در سرش خداوند جهانكایدت فردا پگه یك میهمان
روز دیگر مرد كار آغاز كردهرچه باید میهمان را ساز كرد
بعد از آن میكرد هر سوئی نگاهپیش درآمد سگی عاجز ز راه
مرد آن سگ را برانداز پیش خوارهمچنان میبود دل در انتظار
تا مگر آن میهمان ظاهر شودهدیۀ حق زودتر حاضر شود
كس نگشت البته از راه آشكارمیزوان در خواب شد از اضطرار
حق خطابش كرد كای حیران خویشچون فرستادم سگی را زان خویش
تا تو مهمان داریش كردیش دورتا گرسنه رفت از پیشت نفور
مرد چون بیدار شد سرگشته شددر میان اشك و خون آغشته شد
میدوید از هر سوئی و می‌شتافتعاقبت در گوشۀ سگ را بیافت
پیش او رفت و بسی زاریش كردعذر خواست و عزم دلداریش كرد
سگ زفان بگشاد و گفت ای مرد راهمیهمان میخواهی از حق دیده خواه
اینكه از حق میهمان می‌بایدتدیده در خورتر از آن می‌بایدت
زانكه گر یك ذره دیدارت دهندصد هزاران ساله مقدارت دهند
گر نداری دیده از حق دیده خواهزانكه نتوانی شدن بی دیده راه