شد بگورستان یكی دیوانه كیشده جنازه پیشش آوردند بیش
تا كه بر یك مرده كردندی نمازمردۀ دیگر رسید از پی فراز
هر زمانی مردۀ دیگر رسیدتا یكی بردند دیگر در رسید
مرد مجنون گفت بر مرده نمازچند باید كرد كاریست این دراز
كی توان بر یك بیك تكبیر كردجمله را باید كنون تدبیر كرد
هرچه در هر دو جهان دون خداستبر همه تكبیر باید كرد راست
بر در هر مردۀ نتوان نشستچار تكبیری بكن بر هر چه هست
ورنه دنیا زود مردارت كندمرده تر از خویش صد بارت كند
نقد دنیا گرچه بسیاری بودچون ز دستت رفت مرداری بود