كردروزی چند سارخگی قراربر درختی بس قوی یعنی چنار
چون سفر را كرد آخر كار راستاز چنار كوه پیكر عذر خواست
گفت زحمت دادمت بسیار منزحمتی ندهم دگر این بار من
مهر برداشت از زفان حالی چنارگفت خود را بیش ازین رنجه مدار
فارغم از آمدن وز رفتنتنیست جز بیهوده درهم گفتنت
زانكه گرچون تو درآید صد هزاریك دمم با آن نباشد هیچ كار
خواه بامن صبر كن خواهی مكنتو كه بای تا ز من گوئی سخن
لیك اگر از عجز آئی پیش درزانچه میجوئی بیابی بیشتر