قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۹۶-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
در حرم بادی مگر می‌جسته بودشیخ نصرآباد خوش بنشسته بود
جملۀ استار كعبه در هواخوش همی جنبید از باد صبا
شیخ را خوش آمد آن از جای جستدرگرفت آن دامن پرده بدست
گفت ای رعنا عروس سر فرازدر میان مكه بنشسته بناز
جلوه داده چون عروسی خویش راكرده بیجان عالمی درویش را
صد جهان مردم چو حیرانی ز توگشته هر زیر مغیلانی ز تو
عاشقی را هر نفس بندی كنیكشته چندین جلوه تا چندی كنی
این تفاخر وین تكبر تا بكیای میان تو تهی پر تا بكی
گر ترا یكبار بیتی گفت یارگفت یا عبدی مرا هفتاد بار
هركه در سر محبت بنده شدتا ابد هم محرم و هم زنده شد
سر او برتافت از پیشان كاردوستانرادر ربود از نور و نار
تا ز دوزخ فرد و آزاد آمدندبی بهشت عدن دلشاد آمدند