قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۱۵-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بود مردی در سخاوت بی بدلهرچه بودی خرج كردی بی خلل
می‌نداشت البته یك جو زر نگاهگفت یك روزیش مردی نیك خواه
كای فلان آخر نترسی از هلاككان زمان كز تو برآید جان پاك
چون نمی‌داری نگه یك پیرهنپس فراهم بایدت كردن كفن
گفت چون جانم برآید در پسیوان كفن كدیه كنند از هر كسی
گر ز دروازه درآیم نیز منپس شما بر سر زنیدم آن كفن
حرص می‌نگذاردت پاك ای پسرتا پلید آئی تو درخاك ای پسر
دایماً در خوی ناخوش ماندۀوز صفات بد در آتش ماندۀ
تا صفاتت باتو خواهد بود جمعتو نخواهی بود بی سوزی چو شمع