قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۴۵-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
آن یكی پرسید از عباسه بازگفت ای نطقت كلید گنج راز
نیست كس از سیم داران مونستمی نیاید خواجۀ در مجلست
گفت كی آید بر من سیم داركز منش بر هم نماند كار و بار
سیم داری كو بمجلس آیدمگر همه چون زر بود مس آیدم
جیب در گردن رسن گردانمشپیرهن در بر كفن گردانمش
از زفان من بچشم سیم دارچون لحد گردد سرای زرنگار
عیب او پوشید نتوانم برودین او را كفر گردانم برو
این چنین كس كی كند رغبت بمنكی درست آید چنین نسبت بمن
سوی هر ظالم بود رغبت تراكی توان كردن بمن نسبت ترا
درگه ظالم چه جای مؤمن استهركه در آتش رود ناایمن است