مفتئی را دید آن پرهیزگاربر در سلطان نشسته روز بارفتوئی پرسید ازو مرد حلیمگفت این چه جای فتویست ای سلیممرد گفتش بر در شاه و امیرهم چه جای مفتیانست ای خرده گیر