پور ادهم كو دلی بیخویش داشتقرب صداشهب در آخور بیش داشت
گرچه دارالملك حكمش بلخ شدبلخ شد تصحیف یعنی تلخ شد
جان شیرینش كه پر تعظیم بودیافت قلب بلخ كابراهیم بود
چون غم فقرش درآمد شاد شدفقر چون دید از همه آزاد شد
گرچه روی دین ازو آراستندشد سوی حمام سیمش خواستند
بر درحمام در حال اوفتادهمچو مرغی بی پر وبال اوفتاد
گفت چون در خانۀ شیطان مرانیست با دستی تهی فرمان مرا
رایگان در خانۀ رحمن شدنكی توان نتوان شدن نتوان شدن
چون بدید آدم كه سركار چیستقصد دنیا كرد و عمری خون گریست
گر توهم فرزند اوئی خون گریكم مباش از ابر ز ابر افزون گری
خون گری چون نیست بر گریه مزیدكاب چشم افتاد چون خون شهید
نرگس چشمت گر آرد شبنمینقد گردد آب رویت عالمی
قطرۀ اشك تو در سودا و شورآتش دوزخ بمیراند بزور
هرچه زاینجا میبری آنزان تستنیك و بد درد تو و درمان تست
توشه زاینجا بركه آدم گوهریكان بری آنجا كز اینجا آن بری