گشت لیلی پیش از مجنون هلاكبود غایب آن زمان مجنون پاك
عاقبت مجنون چو با آنجا رسیدآنچه نتوانست دید آنجا شنید
آن یكی گفت ای دلت پر شور اوخیز تا با تو نمایم گور او
گفت حاجت نیست این با من مگویزانكه من آن خاك بشناسم ببوی
این بگفت و راه گورستان گرفتنعره زن شد شیوۀ مستان گرفت
خاك میبوئید و در ره میشتافتتا كه گور لیلی آخر باز یافت
ماتم آن ماه را تاوان بدادساعتی بی خود شد آخر جان بداد
چون بپاكی زو برآمد جان پاكدر بر اودفن كردندش بخاك
زنده او از عشق جانان بود و بسلاجرم بی او فرو رفتش نفس