در مصافی پادشاه حق شناسیافت از خیل اسیران بی قیاسبا وزیر خویشتن گفت ای وزیرچیست رای تو درین مشتی اسیرگفت چون دادت خدای دادگرآنچه بودت دوستر یعنی ظفرآنچه آن حق دوستر دارد مدامتو بكن آن نیز یعنی عفو عام