قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۴۶-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
عورتی را كودكی گم گشته بوددل از آن دردش بخون آغشته بود
در میان راه میشد بیقراروز غم آن طفل می‌نالید زار
صوفئی گفتش منال ای نیك زنپیشه كن تسلیم و فال نیك زن
غم مخور گر تو نیابی ای درشباز یابی در جهان دیگرش
چون سخن بشنود زن آمد بجوشگفت ای صوفی چه می‌گوئی خموش
من ندانم این كه هرك اینجایگاهكم بود فردا شود پیش دو راه
زانكه من دانم كه خلق روزگارزین دو عالم در یكی دارد قرار
بی شكی هم آدمی هم دیگرانیا درین عالم بود یا نه دران
صوفیش گفتا بدان گر اندكیدر میان صوفیان افتد یكی
نیز كس در هر دو عالم جاوداننه خبر یابد نه نام ونه نشان
هر كه او با صوفیان دارد قرارهست او از هر دو عالم بركنار
توازان غم خور كه آن طفل لطیفدر میان صوفیان افتد حریف
محو گردد جاودان نامش همیدر دو عالم نبود آرامش همی
هر كه قرب حق بدست آرد دمیهمچو دریائی نماید شبنمی
قطرۀ كو غرقۀ دریا بودهر دو كونش جز خدا سودا بود
آب دریا باشد از شش سوی اوواو بمیرد تشنه دل در كوی او
قرب جوی ای دوست وز دوران مباشوصل خواه از خیل مهجوران مباش
گر نیاید قرب اینجا حاصلتپیش آرد بعد كاری مشكلت
گر مقام قرب حق می‌بایدتبر نكوكاران سبق می‌بایدت
خوردروز و خواب شب گردان حرامتا مگر در قرب حق یابی مقام