قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۵۸-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
آن یكی دیوانه حیران می‌شتافتكلۀ در راه گورستان بیافت
كرد پرخاك و نهفتش بر زمینآن یكی گفتش چرا كردی چنین
گفت مجنونش كه ای از كار دوربوده است این كله پر باد غرور
میكنم پرخاك این سر تا مگرچون در آمد خاك باد آید بدر
گرچه سر بر آسمان داری كنوندر زمین چون آسمان گردی نگون
كار و بار تو در این عالم بودچون تو رفتی آن همه ماتم بود
نیست آنجا جز فنا را هیچ رویزانكه آنجا در نگنجد هیچ موی